درد ما درد اسلام است، درد مظلومیت حسین (ع) در کربلاست، درد نامردی های روا داشته درحق مولایمان علی (ع) است، درد ما درد اسارت جان کاه میلیون ها مسلمان است، درد ما درد دوری ازحق است…
سخن شهید: من قرباني راه خميني ام و آرزو دارم در زير علمي كه او بر دوش گرفته است، كشته شوم. خدايا به احترام شهدا و معلولين راهت، از گناهان بي حدمان درگذر و از كوتاهيهاي بي شمارمان چشم بپوش.
توصیه من بیشتر با جوانهاست و من خودم از همه محتاج تر بودم به این مسائل. اما این توصیه را به دوستان نزدیک و جوانهای این نظام دارم که همیشه محکم قدم بردارید و از راه انقلاب، امام و شهدا منحرف نشوید. انشاءالله نسبت به پدر و مادر خود احترام قائل باشید و هیچگاه آنها را از محبتهای معنوی خود بی بهره نگذارید.
ای اسلام ! این چه چيز است كه هر جوان مسلمانى مرد و زن مسلمانى در راهت حاضر است جان بدهد و من به قطره قطره خون تمام ياورانى كه در راهت سعادتمند انه جان دادند.
مبادا در رختخواب ذلت بميريد كه حسين در ميدان نبرد شهيد شد و مبادا در غفلت بميريد كه علي(ع) در محراب شهيد شد و مبادا در حال بي تفاوتي بميريد كه علي اكبر(ع) حسين(ع) در راه حسين(ع) و با هدف شهيد شد.
بارها و بارها در تشييع برادران شهيدم شركت داشتم و شعارهاى فراوان در عظمت شهيد داده ام و حال كه اين وصيتنامه را مينويسم از سرور شهيدان، مولایم امام حسین (ع) خواهانم كه شعور رسيدن به شهادت را نيز برايم عطا فرمايد.
شهيد سيد محمدكريمي از نظر اخلاقي و خصوصيات فردي، شخصي مكتبي و مذهبي بود. به نماز اولوقت سفارش ميكرد و قرائت قرآن، مطالعهي نهج البلاغه و احاديث، از برنامههايش بود و در ميدانعمل، آنها را بكار ميگرفت. او به فكر اسلام و انقلاب بود و همواره ميكوشيد در هر لباسي،به اسلام و انقلاب خدمت نمايد.