شهرستان های استان تهران - خاطرات

آخرین اخبار:
خاطرات
آرزوی آوین ۸ساله برآورده شد

آرزوی آوین ۸ساله برآورده شد

ساعت از ۱۰ شب گذشته بود. موکب امام‌حسن مجتبی(ع) در میدان شهرری خلوت شده بود. آوین امیرکاشانی، همان دختر ۸‌ساله با موهای قهوه‌ای، چال روی گونه و چشمانی که همیشه دنبال یک قاب عکس از رهبرش می‌گشت، دست مادرش را گرفته بود. ناگهان آسمان زرد شد. صدای انفجار پالایشگاه، زمین و زمان را لرزاند.
محاسبه اعمال روزانه یک شهید

محاسبه اعمال روزانه یک شهید

شهيد «علی پیرونظر» در دفتر خاطرات خود نوشته است: «یک‌ماه بعد از، مراسم عقدمان راهی منطقه شد و فرمانده‌اش برادر بزرگم بود. قبل از، رفتن یه بسته‌ای را بهم داد و گفت: قول بده باز نکنی و به امانت برایم نگه داری. لبخندی زدم و گفتم: قول نمی‌دهم. علی آقا رفت و من هر روز با خودم می‌گفتم ما که چیزی را از هم پنهان نداریم چرا اصرار داشت بسته را باز نکنم.» متن کامل خاطره این شهید گرانقدر را در نوید شاهد بخوانید.
دعای کمیل شب‌های جمعه در اسارت

دعای کمیل شب‌های جمعه در اسارت

صادق مهماندوست راوی کتاب «پرستوی بال شکسته» نقل می‌کند: «جالب اینکه اغلب مواقع، در حین برگزاری دعا و در هر هفت هشت دقیقه یکبار، نگهبان عراقی که در محوطه درحال تردد بود، مزاحم می‌شد و عملا بچه‌ها مجبور بودند دعا را قطع کرده و تجمع داخل آسایشگاه را هم بهم بزنند و متفرق شوند و هر کس در جای خودش مستقر شود تا پس از رفع مزاحمت نگهبان بعثی، دوباره دعا ادامه پیدا کند.»
روایت‌های دردناک‌ از اردوگاه‌های رژیم بعث عراق| کتک زدن اسرا در فصل سرد

روایت‌های دردناک‌ از اردوگاه‌های رژیم بعث عراق| کتک زدن اسرا در فصل سرد

صادق مهماندوست راوی کتاب «پرستوی بال شکسته» نقل می‌کند: « اذیت و شکنجه در آنجا منحصر به روز نبود، بلکه در شب و وقت استراحت نیز به سلول انفرادی رفته و آنان را شدیدتر از ضرب و شتم روزانه که برای ما عادی شده بود، کتک می‌زدند؛ و یکی دیگر از اقدامات غیر انسانی آنان این بود که در فصل سرما ... که در شمال عراق و شهر موصل هوا سرد بود و سلول‌ها هم وسیله گرمایشی نداشت، تعمداً روی زمین کف سلول، آب ریخته و آنجا را خیس می‌کردند و با گرفتن کفش و دمپایی، عملا امکان نشستن را نیز به‌خاطر خیسی زمین از او می‌گرفتند تا نتواند روی زمین بعلت رطوبت و سردی بنشیند.»
جزیره مجنون وعده‌گاه محمدرضا با خدایش شد
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

جزیره مجنون وعده‌گاه محمدرضا با خدایش شد

رمضانعلی شهاب‌نیک‌شعار برادر شهید «محمدرضا شهاب‌نیک‌شعار» گفت: برادرم با شروع جنگ تحمیلی شور و شوقی عجیبی داشت که به هر طرقی به جبهه برود. من در جبهه حضور داشتم و این امر سبب شده او نیز بتواند به جبهه برود. چون محسن دانش‌آموز بود از طرف بسیج به جبهه اعزام شد. در عملیات‌های مختلفی شرکت کرد و سرانجام در جزیره مجنون به مقام شهادت نائل گشت.
محسن پشتیبان ولایت فقیه بود

محسن پشتیبان ولایت فقیه بود

زمرد فرخی‌کهن مادر شهید «محسن قربانی» می‌گوید: «پسرم همیشه به ما می‌گفت: ما یک ایرانی هستیم. وطن و کشورمان را دوست داریم. پشتیبان ولایت فقیه بود.»
محسن را با آب و قرآن بدرقه کردیم
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

محسن را با آب و قرآن بدرقه کردیم

صغری میرجلیلی مادر شهید «محسن آقابابائیان بادی» نقل می‌کند: «شانزدهم آذرماه من و پدرش محسن را تا راه آهن تهران با آب و قرآن بدرقه کردیم. وقتی با او خداحافظی کردم انگار به من الهام شده بود این دیدار آخر است.»
مادرم؛ خواهرانم را زینبی تربیت کنید
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

مادرم؛ خواهرانم را زینبی تربیت کنید

هاجر اعظم قلعه‌جوقی مادر شهید «داود سیدحسینی» روایت می‌کند: «داود سرباز ارتش بود که در جبهه حضور داشت. او عاشق دفاع از کشورش بود. همیشه به من توصیه می‌کرد: خواهرانش را زینبی تربیت کنم و اعتقادش بر این بود که باید انتقام خون شهدا را بگیریم.»
تبیریی: انقلاب اسلامی ملت ایران با مفهوم ایثار و شهادت گره خورده است
برگزاری مراسم بزرگداشت شهدای منا در آستان حضرت عبدالعظیم الحسنی؛

تبیریی: انقلاب اسلامی ملت ایران با مفهوم ایثار و شهادت گره خورده است

تبیریی مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان های استان تهران در آیین بزرگداشت شهدای منا گفت: انقلاب اسلامی ملت ایران با مفهوم ایثار و شهادت گره خورده است.
بعدی 1 2 3 4 5
طراحی و تولید: ایران سامانه