در وصیت شهید علی اسدی آمده است: اگر شهید شدم و جسدم به دست مزدوران آمریکایی نیافتاد جسدم را با لباس در کنار برادر شهیدم حسین اسدی دفن کنید. چون من افتخار می کنم که در چنین لباسی یعنی لباس پاسداری شهید شوم.
نوید شاهد مازندران، وصيت نامه شهيد قاسمعلىحسن زاده گرجى فرزند رمضان متولد 3 فروردين 1320 در شهرستان بهشهر مى باشد كه در تاريخ 19 فروردين 1366 در سوسنگرد شربت شهادت را نوشيد و به درجه شهادت نائل آمد.
اكنون كه در اين راه قدم مىگذارم نه براى انتقام بلكه براى رضاى خدا،و براى احياء اسلام و قرآن و ،هر تيرى كه به طرف دشمن نشانه بروم به خاطر خدا و هر تيرى كه به طرف من بيايد براى رضاى خدا،و بايد بگويم كه من خود آگاهانه و با چشم بصيرت اين راه افتخارآميز را انتخاب كردم.
به مناسبت سی و چهارمین سالگرد «شهادت» وصیت نامه شهید منتشر شد؛
اى ملت عزيز مبادا امام عزيز را تنها بگذاريد كه اسلام را تنها گذاشتهايد اى امت شهيدپرور مبادا خدا را از ياد ببريد،و در خواندن دعاها و نمازهايتان كوتاهى كنيد كه اين دعاها و نمازهاست كه ما را به پيروزى ميرساند.
به آنها بگویید اگر آنها اگر پیکرم را زنده زنده پاره کنند، اگر پاره های تنم را با آتش بسوزانند، اگر خاکسترم را به دریا بریزند.
از دل امواج خروشان دریا صدایم را خواهند شنید؛ که فریاد می زنم«اسلام پیروز است»، منافق نابود است.
همسرم امروز تو باید همچون زینب پیام شهیدان را به گوش جهان برسانی و امروز سراسر میهن اسلامیمان پر از زینب است، تو باید چون زینب کشتی نجات را به ساحل برسانی و تسلیم مصیبتها نشوی.
ای کاش هزاران جان داشتم و همه آنها را در راه خدا هدیه می کردم و شهید می شدم .
من وصیت می کنم که در هنگام شهادت من به تمام دوستان و آشنایان تبریک صمیمانه بگویید . چشمان مرا به هنگام شهادتم باز بگذارید تا کوردلان ببینند و بدانند که من این راه را کاملا آگاهانه انتخاب کردم...
خداوندا تو خود می دانی که جنگیدن ما برای آن نیست که به ریاست دنیا دست یابیم و یا اینکه از روی دشمنی و کینه توزی باشد بلکه پرچم وآئین مقدس تو را که همانا اسلام عزیز می باشد برافراشته گردانیم .
مادرجان از تو مي خواهم که شيرت را حلالم کني درست است که نتوانستم زحمتهاي شما را جبران کنم. براي من خيلي زحمتهاي زيادي کشيده ايد مي دانم شما طاقت مرگ مرا نداريد.
یر کم نظیر ارتش اسلام سپهبد علی صیاد شیرازی یکی از این پر و بال سوختگان وصال نور است که لباس زیبای شهادت زیبنده قامتش و کمترین مزد اخلاص، فداکاری و ایثار و پروانگی اوست.
از مسئولین تقاضاي عاجزانه دارم، قدر مملکت و جوا نها را بدانند. اگر شما مسئولین با مفاسد اجتماعی مبارزه جدي و خدایی نکنید، ما در فرداي قیامت، جلوي شما را خواهیم گرفت دفاع از خاك و ملت، براي هر مرد غیرتمند واجب است.
حال با اين وصف معلوم ميشود كه وظيفه ما چه قدر سنگين است. ما ابتدا بايد از خود شروع كنيم تا زماني كه تزكيه نفس نشدهايم، لایق نیستیم پیامبران انقلاب باشیم.
بار الهی تو را شکر می گویم که وظیفه خود را نصبت به اسلام و میهن اسلامی ادا نمی دم و به آرزویی که داشتم رسیدم . مادرم فریاد بر آور و به گو خدایا تو را شکر و سپاسگذارم که قربانی مرا پذیرفتی
شهید رضا کدخدایی در وصیت نامه خود آورده است: هدف من از رفتن به جبهه شهادت نیست که فقط برای شهید شدن بروم و هدف من تنها دفاع از وطن نیست، بلکه هدف من از رفتن به جبهه تنها دفاع از اسلام و قرآن است.
شهید در سال1344 در گناوه دیده به جهان گشود. سن هفت سالگی شروع به درس خواندن نمود دوران ابتدایی و متوسطه را با نمرات و انضباط خوبی به پایان رسانید و برای سال چهارم دبیرستان بخاطر عدم توانایی پدر عازم آبادان منزل برادر گردید و دوره دبیرستان را با موفقیت به پایان رسانید و دیپلم خود را اخذ نمود سپس روانه گناوه گردید.پس از مدتی در تاریخ ۱۳۶۰/۰۴/۰۲ با عدهای از برادران نیز عازم جبهه غرب كشور شدند سرانجام در ۱۳۶۱/۰۱/۰۲ به لقاء الله پیوست.
شهید عسکر مغدانی در روستاي كوچك آبكش ،در سال 1345 خورشيدي دیده به جهان گشود.با آغاز سن مشموليت به خدمت مقدس سربازي رفت.به عنوان پاسدار وظيفه به خرمشهر اعزام شد تا در صفوف رزمندگان دفاع مقدس به حراست از ميهن اسلامي بپردازد.سرانجام در هنگامه عمليات كربلاي 8 در حالي كه مشغول نگهداري از چند اسير عراقي بود به قافله شهداي جاودان پيوست.