نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

آرشیو کامل
فرهنگی و اجتماعی
آرشیو

از قول من به همکارانم بگوئید در ساختن فرزندان این کشور از هیچ کوششی دریغ نورزند

شهید «سیدمحمدرضا طیبی تفرشی» در وصیت نامه اش می نگارد؛ یکسال در سنگر کلاس به تعلیم دادن پرداختم یکسال پشت جبهه بودم و چند ماهی هم در جبهه از قول من به همکارانم بگوئید که در ساختن فرزندان این کشور از هیچ کوششی دریغ نورزند از خدا میخواهم توفیق پاسداری از اسلام را به ما عطا کند.
من هر زمان که فرزندان شهدا را می بینم احساس شرمندگی می کنم

من هر زمان که فرزندان شهدا را می بینم احساس شرمندگی می کنم

مادرجان برای من اشک مریز چرا که پسرت به خانه نو رفته به مهمانی خدا رفته وقتی که به بهشت زهرا می روم و می بینم که تمام رفقایم زیر خاک خوابیده اند شرمنده ام که من اینجا هستم، من هر وقت که دو فرزند شهید ناصر پرتو لاله را می بینم خیلی احساس شرمندگی می کنم.
با من آشتی می کنی؟

با من آشتی می کنی؟

او گفت از پارسال تو با من قهری. آنقدر کینه ای نباش دنیا ارزش نداره. من که قصد رنجاندن ترا نداشتم با تو شوخی کردم. حالا مرا می بخشی؟ من که خودم هم دلم می خواست آشتی کنم.
خاطرات خود نوشت شهید «امیر سوسهابی»/ قسمت سوم

خاطرات خود نوشت شهید «امیر سوسهابی»/ قسمت سوم

امروز چهارشنبه شانزدهم دی ماه 66 صبح ساعت شش از مقر آمدیم به طرف سنگر استراحت و من خوابیدم تا ساعت هشت و سی دقیقه صبح و الان هم می خواهم اسلحه خود را پاک کنم و بعد آماده شوم برای نگهبانی که خوراکمان است.
تاب و تحمل شهادت همرزمانم را ندارم!

تاب و تحمل شهادت همرزمانم را ندارم!

می گفت: نمی توانم تحمل کنم که برادرانم را در جبهه ها به شهادت برسانند، شهرهایمان را به توپ ببندند و کودکان معصوم ما را در خواب به شهادت برسانند و ما بی تفاوت باشیم و در این صورت هرگز خدا ما را نخواهد بخشید.