گوشه هایی از وصيت‌نامه شهید "احمد عبد اله زاده مقدم"
نوید شاهد خراسان جنوبی فرازهایی از دو وصیت نامه شهید "احمد عبداله زاده مقدم" و سفارشهای دلسوزانه وی به خانواده و اقشار مختلف جامعه را برای علاقمندان منتشر می کند. او شهیدی بود که زندگی در سخت ترین شرایط جبهه را برای کمک به حسین زمانش انتخاب کرد.احمد در بخشی از وصیت نامه اش آورده: این دل تنگم دلباخته پیام حسین است.
به گزارش نوید شاهد خراسان جنوبی، شهید احمد عبداله زاده مقدم روز ششم آذر ماه سال 1330 در شهرستان بشرویه متولد و در تاریخ نهم مهرماه 1366 در جبهه شلمچه به فیض شهادت نایل شد. در این بخش فرازهایی از دو وصیت نامه شهید عزیز را تقدیم می کنیم :

زندگی در سخت ترین شرایط جبهه برای یاری حسین زمان

گوشه هایی از وصیتنامه اول:

حسين ( ع ) فرمود :« ان كان دين محمد لم يستقم الا بقتلى فياسيوف خذينى» ( اى شمشيرها اگر دين جدم با كشته شدن من بجا مى ماند پس اى شمشيرها زودتر مرا دريابيد.» پس رهبر آزادگان حسين( ع )كه چنين مى فرمايند، ما هم كه مقلد آن حضرتيم، خدايا تو شاهدى كه اگر فرمان تو نبود و اگر براى رضاى تو نبود، هيچگاه كسى حاضر نمى شد خانه و كاشانه و خانواده و پدر و مادر را ترك كرده و به اين بيابانهاى كوهستانى قدم گذارد.

اى بازماندگان كاروان اسرا ، هرگز از دين و قرآن خارج نشويد و تا پايان عمر دست از ائمه اطهار برنداشته و ديگران را به آن تشويق كنيد و بنده خدا باشيد و خلاصه هر كارى مى كنيد براى رضاى خدا باشد

حال كه اين وصيت نامه را مى نويسم به نداى حسين زمان پاسخ گفته و روانه جبهه جنگ حق عليه باطل مى شوم .

توصیه به خانواده و بستگان

پدرم : بعد از شهادت من هيچگونه ناراحت نباشيد كه من به آرزوى ديرينه ام رسيده ام و شما به وظيفه الهى خود كه ( ان الله مع الصابرين ) است عمل كنيد و خود مى دانيد كه من در راه حق گام نهادم نه در راه باطل . افتخار كنيد كه خدا اين چنين ياري ام كرد كه در راه او از هستى خود بگذرم و از شما كه چقدر زحمت مرا كشيده ايد پوزش مى طلبم و مرا حلال كنيد .

مادرم : همچون زينب صبر را پيشه خود قرار بده تا خداوند از اجر و پاداشى كه وعده فرموده به تو عطا فرمايد . مادرم ، تو خود مى دانى كه من از كوچكى عاشق كربلا يعنى عاشق حسين بوده ام و از انقلاب او خونم جوشان بوده است. تو خود مى دانى كه حركتم از خانه و ترك زن و فرزندانم به ياد حسين است . اين دل تنگم دلباخته پيام قيام حسين ( ع ) است.

مادر از من راضى باش. مى دانم كه دل مادر براى فرزند خون است ، پس براى او كه من عاشق اويم گريه كن . مسئوليتى كه اسلام به گردن مادران گذاشته در رابطه با تعليم و تربيت فرزندان ، بس سنگين است.

همسرم : هيچ براى من ناراحت نباش ، من از مهربانى و زحماتت شرمنده ام . از خداوند مى خواهم وعده هايى كه در قرآن براى يك همسر شايسته داده است به تو عطا و كرامت نمايد و از تو مى خواهم كه در نبودن من يك يك فرزندان مرا راستى و صداقت و تربيت اسلامى بياموزى تا از كج رويها سالم بدر روند . دشمن در كمين است تا فرزندان ما را به راهى كه خود مى خواهد بكشد تا اسلامى فكر كردن را از آنها دور كند و از فرزندانم مى خواهم كه سواد بياموزند تا احكام اسلام را مطالعه كرده و جامه عمل بپوشانند و در راستى و درستى كوشا باشند و از دخترم زهرا مى خواهم كه درس بخواند تا احكامى كه وظيفه يك زن مسلمان هست را ياد بگيرد و حجاب كه يكى از قوانين الهى است را جامه عمل بپوشاند و از محمد ، على ، حسن و حسين مى خواهم كه اسلامى فكر كنند و پيرو ولايت فقيه باشند كه سرچشمه گرفته از خط سرخ انبياست پيروى كنند

توصیه به اقشار مختلف جامعه

اى معلمين كه فرزندان جامعه را تربيت مى كنيد مواظبت كنيد كه مسئوليت سنگينى داريد و بدانيد كه خدا از درون هر انسانى آگاه است .

و اى روحانيت كه خود الگوى جامعه هستيد خود را به سلاح ايمان و عمل مسلح كنيد و بخل و حسادت و گروه گرايى و يا تحت تاثير گروهى قرار نگيريد كه خداوند به هر چه مى كنيد آگاه است .

و به خانواده هاى شهدا سفارش مى كنم كه شما قدر خودتان را بدانيد . مبادا كه از خون شهيدتان سوء استفاده كنيد كه شهيدان زنده اند و اعمال شما را نظاره گرند و در نزد خدايند

از دولتمردان مى خواهم كه قوانين اسلام را در جامعه پياده كنند و از كج رويها بپرهيزند و افراد صالح را به خدمت مردم بگمارند و در مسئوليت هايشان كوشا باشند و به شرق و غرب تمايل پيدا نكنند كه اگر پيدا كنند اول خود آنها نابود خواهند شد .

من از شما مردم مى خواهم كه از سپاه حمايت كنيد ، چون سپاه يك ارگان است كه پاسدار اسلام و قرآن است و مسئوليت اصلى اين ارگان، حفاظت از دين مقدس اسلام است

و اما از برادران سپاه و بسيج مى خواهم كه مطيع محض امام باشند ، چون امام فرمانى كه مى دهد از روى كتاب و سنت است . من از شما مى خواهم كه پاسدار حقيقى اسلام باشيد و باعث الگوى مردم و آرامش قلب مردم باشيد كه در خيابان و در عمل ثابت كنيد پاسدار اسلام هستيد و خود را به سلاح ايمان و عمل مجهز كنيد كه مسئوليت سنگينى داريد . يك كمى فكر كنيد و بعد ببينيد كه به يارى خدا پيروزى ما نزديك است و شما كه الگوى براى جامعه هستيد بايد جوامعى را كه از چنگال كفار آزاد مى شود اسلام عزيزرا به آنها ارائه دهيد، پس از وقت گذرانى دورى كنيد و احكام اسلام را بررسى كنيد و تاريخ گذشتگان را بررسى كنيد و از آنها سرمشق بگيريد و من از مسئولين امر مى خواهم كه برنامه هاى حساب شده و دقيق و قاطع اسلامى را در سپاه پياده كنيد


فرازهایی از وصیتنامه دوم:

لازم دانستم كه هم اكنون كه براى بار سوم به جبهه مى روم چند كلمه اى بنويسم و با آگاهى كامل قدم به ميدان گذاشته ام. به اميد پيروزى

اگر شهادت نصيبم شد افتخار مى كنم

امام حسين دركربلا فرمود: « هل من ناصرينصرنى» ( آيا كسى هست كه مرايارى كند؟ ) بلى يا امام ! ما ايرانيان مسلم به يارى تو تا پاى جان آماده ايم اى پسر فاطمه

اى مردم بترسيد از خدا، پناه مى برم بخدا از شر شيطان رانده شده .

اى برادران و اى بستگان من ، ناراحت نباشيد ، من به آرزوى خود رسيدم و اما وظيفه شما سنگين كه بايد اسلام محمدى (ص) در جامعه خود پياده كنيد ، در بازار ، در خانه ، در همه كارهايتان .

و بترسيد از خدا كه « انا لله و انا اليه راجعون» ( بازگشت همه بسوى خدا است) و نماز را با جماعت بخوانيد ، امر بمعروف و نهى از منكر را در جامعه خود پياده كنيد و از نعمت هاى خدا قدردانى كنيد ، مخصوصاً نعمتى كه خدا منت گذاشته بر سر ما و آن رهبرى امام امتست و شكرگزارى از اين نعمت گروه گروه نشدن ، وحدت و يكپارچه بودن و به وظيفه خود و دستورات رهبر عمل كردن است . شما ببينيد كه تمام جوانان در گذشته چگونه فكر مى كردند و حالا چگونه فكر می كنند.

اى مردم ، پس به هوش باشيد و از امام امت ، اين نائب بر حق امام زمان حمايت كنيد ، مبادا كه كفران نعمت كنيد و خيلى به دنيا نچسبيد كه دنيا بي وفاست و براى خدا كار كنيد كه دنيا پشت سر شما خواهد آمد.

پدرم و مادرم ، ناراحت نباشيد گريه براى من نكنيد كه وقتى دين در خطر باشد پيامبر (ص) فداى دين خدا مى شود ، ائمه (ع) و زهرا (س) فداى دين خدا مى شوند و مرا حلال كنيد و مى دانيد كه آرزوى هر شيعه شهادت است.

و اى همشهريان ، از سپاه و بسيج حمايت و تقويت كنيد ، قانون اسلام را رعايت كنيد و آنان كه قانون اسلام را رعايت نمى كنند سر جاى خودشان بنشانيد.

10/12/60 احمد عبد الله زاده مقدم در پادگان امام حسن تهران

ساعت 7 بعد از ظهر


منبع : اداره اسناد و انتشارات اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان جنوبی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده