شهید غلامعلی زارع پور فرد در وصیت نامه اش آورده است: در لحظه آغاز جهاد و شهادت گویی تازه متولد می شوم و زندگی جاودان خود را آغاز می کنم.
به گزارش نوید شاهد خراسان جنوبی،شهید غلامعلی زارع پور فرد، سوم فروردین 1343 در روستای پهنائی از توابع شهرستان قائنات متولد و روز سیزدهم شهریور1369 در تنگه چزابه به فیض شهادت نایل شد. به مناسبت سالگردشهادت این شهید عزیز گوشه هایی از دو وصیت نامه ایشان تقدیم می گردد :



تولدی دیگر برای شهید زارع پور

متن وصیت نامه اول:

بسم الله الرحمن الرحیم

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

با درود و سلام بیکران به منجی انسانها و مهدی موعود امید مستضعفان جهان و فرستاده برحقش امام خمینی، با حس فطرت الهی که خداوند متعال در وجودم نهاده با چشم دل برایم بوضوح پیداست که تاحال من مرده بودم و این لحظه آغاز جهاد و شهادت است و این احساس را در خود می بینم که تازه متولد می شوم و زندگی جاویدان خود را آغاز می کنم و از گوشه افق دنیای پهناور هستی حقیقتی را می بینم لذا بجاست که برای حفظ اسلام باید از بذل جان و مال هیچ دریغ نکرده و این راه را که همانا راه پرافتخار و خط سرخ حسین(ع) انتخاب کنیم زیرا که فلسفه امام مظلومان این است که مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت می باشد. با تکیه بر این فلسفه است که تا زمانی که حسین زمان رهبر مستضعفان جهان امام خمینی به ما امر فرمود: « باسلاح قلم در سنگر کلاس از خون پاک حسین و پیروانش حراست می ورزیم.»

لزوم حضور در جبهه و اخذ مدرک شهادت

اما هم اکنون که بنا به فرموده رهبر عزیزمان حضور در جبهه ها تا زمانی که نیرو لازم است از سنگر کلاس لازمتر و مهمتر است و اینجانب غلامعلی زارعپور که عاشقانه قلم را تبدیل به سلاح و هدف نهایی را که همانا در سنگر کلاس مدرک تحصیلی بود مبدل به شهادت می نمایم و تحت تعالیم معلم حسین(ع) پروانه وار گرد شمع نیمسوخته اسلام می گردم تا تکلیف عرفی و شرعی ام را نسبت به دین مبین اسلام و این انقلاب ادا نمایم. و جان ناقابلم را در راه حق و احیای این انقلاب که همانا مقدمه انقلاب حضرت مهدی(عج) است در طبق اخلاص می نهم زیرا که ما از علی(ع) چنین آموخته ایم که فرمود: « گرامی ترین مرگها کشته شدن در راه خداست.»

طلب حلالیت از والدین

و اینک تو ای پدر مهربانم که مرا به پینه های دستت و آبله های کف پایت مرا بزرگ کرده و حق بزرگی بر گردن من داری مرا حلال کن زیرا که نتوانستم در این مدت کوتاه که خداوند متعال مرا به امانت نزد تو سپرده بود، دینم را نسبت به شما ادا کنم و قبول دارم که برای شما فرزند خوبی نبوده ام و مبادا که روحیه خود را ببازی و گریه کنی چون گریه شما باعث ناراحتی من است باری پدرم برای من گریه نکنی و لباس سپاه نپوش و بوجودم افتخار کن تا در حضور معلم شهیدم امام حسین(ع) روسفید باشی، اگر تو غلامعلی داشتی، اگر چه قابل مقایسه هم نیستم، حسین(ع) هم علی اکبر داشت و بدون هیچ شکی این حب و دوستی ما بین پدر و فرزند وجود دارد ولی چون امر الهی اقتضاء کند باید این حب فراموش شود و امر الهی اجرا گردد همچنانکه ابراهیم کرد.

و تو ای مادر مهربان و عزیزم

که با شیر پاکت و بیدارخوابیهای دوران طفولیت مرا به این روز رساندی به امیدی که برسد روزی دستگیر تو باشم اما چه افتخاری تو را بهتر از این که مرا در راه خدایت فدا کنی.

ای مادر مهربانم سلام گرم مرا که از اعماق قلبم سرچشمه می گیرد بپذیر و حلالم کن که مبادا در فقدان من گریه کنی و یا لباس سیاه بپوشی زیرا که اگر چه تو آزادی و می توانی هر اقدام عزاداری را اجرا کنی اما یباد آر که آیا زینب (س) پس از شهادت حسین(ع) چه بر سرش آمد؟ باید زینب وار صبر کنی تا فردای قیامت در مقابل او روسفید باشی نمی دانم که آیا این قضیه را شنیده ای که مادری پس از اصرار فراوان که می خواهم جنازه فرزندم را ببینم فقط سرش را به او تسلیم می کنند آنگاه سر را دور می اندازد و می گوید: « سری را که در راه خدا از دست داده ام از که می گیرم.» ای برادر عزیزم همواره بیاد داشته باش که راه خدا بهترین و برترین راههاست سعی کن که پوینده این راه باشی و در حفظ و حراست از این انقلاب از هیچ کوششی دریغ نکنی و نگذاری که دشمنان داخلی با وسوسه های شیطانی خود، ترا مغلوب کنند و تو را از حفظ این انقلاب باز دارند که در این صورت در برابر خون یکایک شهدا از صدر اسلام تاکنون مسئول خواهی بود و در پیشگاه حق تعالی بازخواست خواهی شد. و تو ای خواهرم تو را بدان سفارش می کنم که حسین(ع) زینب(س) را . ترا بدان سفارش می کنم که در فقدانم گریه نکنی زیرا اسلام و میهن همیشه دشمن دارند و از گریه تو آنها خوشحال می شوند و برتوست که بجای اینکه عزاداری کنی و لباس سیاه بپوشی شادی کنی .....

متن وصیت نامه دوم:

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

سلام علیکم

والعصر انّ الانسان لفی خسر الّا الذین امنوا و عملوالصالحات و تواصو بالحق و تواصُو بالصبر.

با درود فراوان بروان پاک و تابناک بزرگترین منجی عالم بشریت حضرت محمدبن عبدالله(س) و درودمان بر او که بهترین معلم و مربی و آموزنده و سازنده بشری بوده اند و با درود و سلام بی کران بروان پاک گلگون کفنان جنگ تحمیلی که خونشان برای حفظ اسلام و دین و قرآن هدیه دادند و درود فراوان بر خمینی بت شکن که بزرگترین هدایت کننده مردم مستضعفین جهان می باشد.

قسم به عصر به عصر و زمانی که از 1400 سال قبل تاکنون توانسته ایم راه یکایک ائمه معصومین را برجهان ظلم و استبداد و زورگو نشان بدهیم. من که خودم هم اکنون روانه جبهه می باشم انگار که تازه متولد شده ام انگار که می خواهم اسطوره زندگی را از نو شروع کنم اسطوره زندگی و شهامت و شجاعت حسین بن علی می باشد که مربی و معلم این رزمندگان می باشد این شهیدان اسلام شاگردان امام حسین هستند که اسطوره زندگی را یاد گرفتند. امت شهیدپرور وصیتم را در اینجا خلاصه می کنم.

انسان از خاک آفریده شده است و باید به زیرخاک هم برود بالاخره مرگ انسان را احاطه می کند و نمی تواند فرار کند چه مرگی بهتر و بالاتر از شهادت، مرگی است که نصیب هر کس نمی شود. بخدا قسم می خورم که در این مواقع در خانه نشستن ننگ است و بر همه مسلمانان واجب کفایی است که از میهن و دین و قرآن دفاع کنند. من خوشم نمی آید که در خانه آسوده باشم و به یاری خدا و رزمندگان نشتابم.

و توای پدر بزرگوارم که با آبله های کف دست و پایت مرا به اینجا رساندی شکر خدایت را بکن که چنین فرزندی را در راه خدا و اسلام داده ای و هیچ نگرانی نداشته باش و همچون پدران تمام شهیدان محکم و استوار باش که خدا این نعمت بزرگ از شما نگیرد.

و توای مادر مهربانم که با بیدار خوابیهای فراوانت و با اشک و آه و زمزمه هایت که در بیماریهایم کشیدی همچون زینب محکم و استوار باش و هیچ غم و غصه ای به دلتان راه ندهید که خداوند چنین شهیدی نصیب شما کرده است و مادر عزیزم از زحمات و سختی هایی که برایم ما کشیدی متشکرم و مرا ببخشید.

و تو ای برادر عزیز: بیاد باش که گول منافقین را نخوری و خواهشم از برادرانم این است که دنباله روی تمامی خون شهیدان باشید.

و بالاخره ای امت حزب الله شما را به خون گلگون کفنان انقلاب اسلامی و به بدنهای خاکستر شده دشت خوزستان و به اشک و آه و زمزمه یتیمان قسم می دهم که امام را یاری کنید دیگر عرضی ندارم و شما را به خدای بزرگ می سپارم. خداحافظ


منبع : اداره اسناد و انتشارات اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان جنوبی


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده