نگاهی به وصیت نامه شهید محمد حسن حسنی
شهید محمد حسن حسنی در وصیت نامه اش نوشت: چرا ما یک مرتبه بمیریم ، ای کاش هر کدام صد جان داشتیم و هر صد جانمان فدای اسلام می شد.
به گزارش نوید شاهد خراسان جنوبی، شهید محمد حسن حسنی به تاریخ 02/01/1346 در روستای اکبریه از توابع شهرستان قائنات متولد و در تاریخ 22/12/1363 در شرق دجله به فیض شهادت نائل شد. در ادامه شرحی از وصیتنامه شهید تقدیم حضور می گردد :


بشارت باد برشما

سوره توبه آیه111 _(درصفحه شش)

خداوند از مومنان جان ها و اموالشان را خریداری می کند که در برابرش بهشت برای آنان باشد آنها در راه خدا پیکار, میکنند،کشته میشوند این وعده حق است براو. که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده و چه کسی از خدا به عهد خود وفا دارتر است. اکنون بشارت باد بر شما به داد و ستدی که با خدا کرده اید و این پیروزی بزرگی (برای شما شهیدان است ) آنها(مومنان ) توبه کنندگان و عابدان و سپاس گویان وسیاحت کنندگان و رکوع کنندگان و سجده آوران و آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر وحافظان حدود و مرزهای الهی و بشارت بده مومنان را.

آگاهانه آرزوی شهادت کرد

شجاعت رزمندگان

سلام علیکم : با درود و سلام فراوان به پیشگاه مقدس مهدی صاحب الزمان منجی عالم بشریت و خمینی بت شکن نایب بر حقش این مرد بزرگ. آزاد مردی که پس از طی 1400سال باز آن خاطره های مبارزه پیکار جهاد عاشورای حسینی و مقاومت زینبی به ملت قهرمان اسلام آموخت و همچنین سلام باد بر ...... و با سلام فراوان و سرشار از مهر بر شما پدر و مادران رزمنده و شما قهرمانان که چه نیکو درس از اولیای صدر اسلام گرفته اید و بر رزمندگانتان که درس مبارزه را از حسین و علی اکبر آموخته اند . این رزمندگانی که در سرتاسر ثغور اسلام مانند دژ آهنینی مقاومت میکنند و میجنگند و مظلومانه شهید میشوند. اینانی که به شب ها و روزها در پشت هر خاکریز در داخل هر سنگر و در بالای تانک ها فریاد یا کربلا یا کربلا یشان بلند است و آب فرات را بهانه برای رسیدن به کربلای حسینی گرفته بودند و دیدیم که چه شجاعانه همچون امواج خروشان خود را به آب فرات رساندند و خود را سیراب کردند و جان گرفتند برای فتح کربلای حسین. و سلام رهبر و ائمه بر این شهیدان که ما اکنون رهرو آنها هستیم و اگر خدا بخواهد ما را هم به آنان پیوند دهد.

آگاهانه آرزوی شهادت کرد

شهادت آگاهانه

بر این عاشورائیان حسینیان که در اوج عشق ، در نهایت ایثار وکمال ، در منتهای....جان باختند و بر شما شیعیان ، شما راهیان فی سبیل الله، عاشقان و یاران و دوستان که به انتقام به پا خاسته اید و با کوله باری از پیام و انبوهی مسئولیت و تعهد، با خاطره ای از آن روز خونبار، از آن مطلع سرخ بنام، از آن صحنه همیشه جاوید کربلا، از آن اجرای تمامیت اسلام در مقابل تمامیت کفر جهانی، از قلب تاریخ از گودال قتل گاه، این رفیع ترین معراج ..... که از دیار قدس و کربلا به راه افتاده اند تا در این شب ظلمانی در روزگار بر ظلمات دیرینه إلحاد و مکر و حیله بتازند تا ... سپیده ی روشن دوباره ی تاریخ طلوع کنند . آری امروز پس از کربلای خون و شهادت، خدا جویان بلا جو، کاروانی به پا خاسته اند و راهی راه کسانی که در عصر ظلمات در روزگار تسلط بد ترین فرزندان آدم قیام کرده اند راهی میشوند و میروند تا به آنها بپیوندند و اکنون راهیان راه کربلا، کربلائیان در اول تاریخ، در سینه روزگار ره میسپارند. آنها بیرق حسینی را از عباس بن علی سردار رشید کربلا به امانت گرفته اند تا با اراده الهی انقلابی وبا انتظار با رهبری حضرت امام در مطلع باز و روشن ظهور، به حضرت صاحب الزمان بسپارند و اکنون من هم راهی شده ام تا از قله کمال بالا روم و روشنی را بیابم و راه را برای دیگر رزمندگان باز کنم و ای پدر و مادرم اکنون که من راهی جبهه شده ام بدانید که من نا آگاهانه قدم بر نداشته ام و ناآگاهانه آرزوی شهادت نمیکنم بلکه آرزوی پیروزی میکنم و رفتن به مهمانی خداوند خیلی برای من والا است.

آگاهانه آرزوی شهادت کرد
شهادت میراث بزرگان

و پدر و مادرم و امت اسلامی و قهرمان! اکنون شما را به تقوا که آخرین سخن خاتم الانبیا بود سفارش میکنم و از شما میخواهم که با کردار و اعمالتان به دشمن اسلام و مسلمین بفهمانید که ملتی که برای اقامه عدل اسلامی و اجرای احکام قرآن مجید و کوتاه کردن دست جنایتکاران ابر قدرت و زیستن با استقلال و آزادی قیام نموده است خود را برای شهادت و شهید دادن آماده نموده است و به خود باکی راه نمیدهد و از شهادت که ارثی از موالیان ما، که حیات را چیزی جزء عقیده و جهاد میدانستند و از مکتب پر افتخار اسلام که آن را با خون خود وجوانانشان پاسداری میکردند درس آموخته. آری ، مگر شهادت عزت و خصایص انسان های والا که در اصلاح این مطلب عمر خود و یاران خود را در این راه صرف نمودند و نگهبانی از آن نمودند، مگر شهادت راه آن ها نیست و مگر ما پیروان پاکان سر باخته در راه خدا نیستیم که از شهادت عزیزانشان شکی در دل راه نمیدادند و اکنون مگر دشمن قدرت این را دارد که این ارث را خدمت..... بگیرد و مگر مکتب اسلام مکتب سعادت و شهادت نیست؟

آگاهانه آرزوی شهادت کرد

و اکنون که ما شهیدان میرویم ناراحتی ما از این است که اکنون که در حال پاسخ گویی به ندای هل من ناصر حسین میباشیم چرا ما یک مرتبه بمیریم و ای کاش هر کدام صد جان داشتیم و هر صد جان فدای اسلام میشد و دشمنان داخل و خارج بدانند که پیروزی را شمشیر نمی آورد بلکه پیروزی را خون می آورد .

آگاهانه آرزوی شهادت کرد

ای منافقان

و ای منافقان گمان نکنید که پس از کشتن من در دنیا به نوایی خواهید رسید و یا کاخ های خود را مجلل تر خواهید نمود هَیهات هَیهات...... میبینم روزی را که شما از هر ذلیلی ذلیل تر و از هر درمانده ای بی چاره تر خواهید بود و این جمله ای است که سالار شهیدان هم به منافقین میگفتند و ما شهیدانی که در دامان اسلام که از .......بر ما رسیده است پرورش یافته ایم و سیادت و سروری در روح و جان ما موج میزند و عزت و شرف به ما حکم میکند که برای مرگ آغوش باز کنیم و چه قدر مشتاقیم که هر چه زود تر با این جوانان شهید بپیوندیم.

آگاهانه آرزوی شهادت کرد

هراس نداشته باشید

و ای ملّت اسلام شما هیچ گاه از هیچ چیز هراس نداشته باشید چون جوانان شما برای حفظ اسلام جنگ میکنند .......که ای کاش قلم من از نوشتن باز نمی ایستاد و باز هم با شما سخن میگفتم از شما خواستار ...... از امام و امّت و دانش آموزان میخواهم مادامی که در جبهه ها ......جبهه ها را فراموش نکنند و زمانی که در کلاس هستند پیام خون شهیدان را فراموش نکنند و امیدی ....فردای کشور اسلام.

آگاهانه آرزوی شهادت کرد

بار خدا یا ، پروردگارا ، معبودا ، معشوقا ، مولایم ، من ضعیف وناتوانم. من که تحمل دراز دست دادن ...... را ندارم چگونه عذاب تو را تحمل خواهم کرد؟ ببخش ، از گناهان من در گذر. خدایا ما با تو پیمان بستیم که تا پایان راه برویم ..... همچنان استوار ماندیم. ای خدایم به محمد، به محمد (ص) بگو که پیروانش ...... به علی بگو که شیعیانش قیامت بپا کردند و به حسین(ع) بگو خونش در رگ ها همچنان میجوشد ...... خون ها سروها رویید ظالمان سرو ها را بریدند امّا باز هم سرو ها رویید...... میدانی که چه میکشیم پنداری که چون شمع ذوب میشدیم. ما از مردن نمی هراسیم ..... بعد از ما ایمان را سر ببرند و اگر ..... هم که روشنایی میرود.... را دوباره به شب میسپارد پس چه باید کرد؟... یا از میان اینان از میان پیروان محمد دیگران را برانگیز به جای ما .......دوم خواستارم تا مرا در روستایم در پهلوی شهیدان دفع نمایند - والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار

محمد حسن حسنی

آگاهانه آرزوی شهادت کرد

إِنَّ اللَّهَ اشْتَرىمِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فيسَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفىبِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ (111 توبه)

آگاهانه آرزوی شهادت کرد

منبع : اداره اسناد و انتشارات اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان جنوبی


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده