شهید غلامرضا حاجی
شهید غلامرضا حاجی به تاریخ 02/03/1338 در روستای فتح آباد از توابع شهرستان بشرویه متولد و در تاریخ 12/05/1365 در جبهه شلمچه به فیض شهادت نائل شد.

نام :غلام‌رضا

نام خانوادگى :حاجى

نام پدر :محمد

تاريخ‌تولد :02/03/1338

ش.ش :9

محل‌صدورشناسنامه :فردوس

تاريخ شهادت :12/05/1365

نوع حادثه :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى

شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه

استان :بنيادشهيداستان‌خراسان جنوبی

شهر :اداره‌بنيادشهيدفردوس

بسم رب الشهداء و الصديقين

ولا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون

((هرگز مپنداريد كسانى كه در راه خدا جهاد مى كنند و به شهادت مى رسند ، مرده اند بلكه آنان زنده هستند و نزد پروردگار خود روزى مى خورند)) (قرآن كريم )

اينك وصيتنامه خود براى شما امت حزب ا...

با سلام و درود به امام زمان (عج) و نائب برحقش ، بت شكن زمان ، امام امت كه ما را هدايت نمود و راه حق را به ما نشان داد و ما را از منجلاب تباهى و فساد نجات داد و با سلام بر شهيدان به خون خفته اسلام كه با نثار جان خود ، درخت اسلام را آبيارى نموده و ملت جهان را سرافراز نمودند .

و اكنون كه من لباس رزم به تن پوشيده و پاى در صحنه نبرد مى گذارم فكر نكنيد كه كسى مرا مجبور نموده است كه به جبهه بروم و يا به خاطر اميال و هواهاى نفسانى كه بگويم بلى من جبهه رفته ام بلكه من افتخارانه و عاشقانه به جبهه مى روم و براى رضاى خداوند و دفاع از ناموس و كشور و اسلام راستين مى روم .

اينك من مى روم تا اسلام را در سراسر گيتى پياده كنم و اين جنايتكاران بعثى را به سزاى كيفرشان برسانم . مى روم و تا كربلا را آزاد نكنم و يا به شهادت نرسم ، برنخواهم گشت .

و حال كه به جبهه مى روم اگر شهادت نصيبم شد ، چند پيام براى شما امت حزب ا... دارم بخصوص شما اى جوانان عزيز. نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد و اى جوانان مبادا كه در غفلت بميريد كه على در محراب عبادت شهيد شد و مبادا كه در حال بى تفاوتى بميريد كه على اكبر حسين در راه حسين (ع) و با هدف شهيد شد .

و شما اى مادران ، مبادا كه از رفتن فرزندانتان به جبهه ها جلوگيرى كنيد كه فردا در محضر خدا نمى توانيد جواب زينب را بدهيد كه تحمل 72 شهيد را نمود . همه مثل خاندان وهب جوانانتانرا به جبهه هاى نبرد بفرستيد و حتى جسد او را هم تحويل نگيريد زيرا مادر وهب فرمود : سرى را كه در راه خدا داده ام پس نمى گيرم .

برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد كه بهترين درمانها براى تسكين دردهاست و هميشه به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد و هرگز دشمنان بين شما تفرقه نيندازند و شما را از روحانيت متعهد جدا نكنند كه اگر چنين كردند ، آن روز روز بدبختى مسلمانان و روز جشن ابرقدرتهاست . حضورتان را در جبهه هاى حق عليه باطل ثابت نگه داريد و گوش به فرمان امام باشيد كه او از وحى الهى پيام مى گيرد و نسبت به امام بيشتر دقت كنيد و سعى كنيد كه عظمت او را بيابيد و خود را تسليم فرمان او سازيد وصداقت و پاكى خود را همچنان حفظ كنيد .

اگر فيض شهادت نصيبم گشت ، آنانكه پيرو خط سرخ امام خمينى نيستند ، براى من گريه نكنند و بر جنازه ام حاضر نشوند، حتى اگر برادرم باشد ، اما باشد كه دماء شهدا آنان را متحول سازد و به رحمت الهى نزديكشان كند .

سلام مرا به رهبر عزيزم برسانيد و بگوئيد كه تا آخرين قطره خونم ، سنگر اسلام را ترك نخواهم كرد و با خداوند پيمان مى بندم كه تا آخر در تمام عاشوراها و در تمام كربلاها با حسين (ع) همراه باشم و سنگر او را خالى نكنم تا هنگاميكه همه احكام اسلام در زير پرچم اسلامى امام زمان (عج) به اجرا درآيد و آنان كه تقليد و رهبرى را از مرجعيت امام جدا مى دانند و مى گويند كه بايد فساد و كفر دنيا و جامعه را فرا گيرد و آنان در جاى خود بنشينند و عباهاى خود را روى دوش انداخته و در صف اول جماعت حاضر بشوند و پيشانى آنان از سجده نمودن خونى بشود و هيچ خبرى از جنگ و جهاد عليه كفر ندارند و هميشه امام زمان ، امام زمان مى زنند كه شايد امام زمان بيايد كفر را نابود سازد؛ نه اينطور نيست ، بايد حضورشان در سنگرها باشد و با كفر بجنگند و زمينه ظهور امام زمان را فراهم سازند ، نه اينكه در خواب غفلت باشند. شما اى پدرم و اى برادرانم ، اسلحه خونين مرا كه به زمين افتاده است ، به دست بگيريد و تا كفر را نابود نسازيد و انتقام خون ما را از صداميان نگيريد ، از پاى ننشينيد .

و شما اى مادر و اى خواهرانم و اى همسر عزيزم ، بدانيد من راهى را رفتم كه حسين رفته است و بعد از شهادت من بى تابى نكنيد و زينب وار عمل نمايند . زياد از رفتن من ناراحت نباشيد ، چون من امانتى بودم از طرف خداوند در دست شما و اكنون خدا اين امانت را از شما خواست .

و اى امت حزب ا... و جوانان روستاى حزب ا... فتح آباد ، سنگر شهيدان را خالى نگذاريد و به جبهه برويد و از اين فيض الهى بهره ببريد.

اى فرزندانم ، شما وقتى بزرگ شديد سنگر مدرسه را خالى نگذاريد و با قلم خود پيام خون مرا به جهان برسانيد .

پدر و مادرم و برادرانم و عمويم از فرزندانم مواظبت كنند كه اجر عظيمى پيش خدا خواهيد داشت و آنان را در خط اسلام تربيت نمائيد.

والسلام تاريخ 12/3/65 غلامرضا حاجى

.................

التماس دعا دارم از همگى .غلامرضا حاجى امضاء شهيد



منبع : اداره اسناد و انتشارات اداره کل بنیاد شهید و امورایثارگران خراسان جنوبی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده