شهید احمد جاویدان پور
شهید احمد جاویدان پور به تاریخ 7/8/1339 در روستای افین از توابع شهرستان زیرکوه متولد و در تاریخ 16/1/1364 در شرق دجله به فیض شهادت نالئل شد.

بسم الله الرحمن الرحیم

الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله و اولئک هم الفائزون

با عرض سلام به آقا امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف و نایب بر حقش امام امت خمینی روحی فداه و سلام بر عاشقان و پیروان امام علی«ع» که اسلام را زنده نگه داشته و سلام بر عاشق حسین علیه السلام، سلام بر شهدای کربلای ایران و سلام بر عباسان و قاسمان زمان و سلام بر علی اکبرها و علی اصغرهای عاشورای ایران و سلام بر شهدایی که از جان و مال و خانه و کاشانه و فرزند و زن و پدر و مادر خویش، برای رضای خداوند تبارک و تعالی گذشته و سلام بر شهیدانی که بر جنازه شان چیزی جز مقداری خاک و پودر باقی نمانده است و درود به رهبر کبیر انقلاب و ملت شهید پرور ایران.

بارخدایا عمر طولانی به امام امت عطا کن تا امت به پا خواسته ایران را رهبری کند و به یاری تو و امت به پا خواسته ایران، اسلام را به تمام جهان صادر کنند، خدا دولت مردان ایران را که هدفی جز تو ندارند یاور باش و آنان را از خطر منافقان دور نگهدار، خدایا ملت به پا خواسته ایران را یاری کن تا انقلاب اسلامی ایران را یاری کنند و به تمام جهان صادرکنند.

و اما سخن با منافقین کوردل و چشم بستگان پشت جبهه که واقعیت ها را می بینند ولی قدم روی خون شهیدان می گذارند. ای ننگتان باد ای تفاله های شیطان و عارتان باد ای خود فروختگان که در سوراخ ها خزیده اید و خون مردم را می مکید و در مقابل ملتی که در برابر ابر قدرت ها بر خواسته است به شایعه پراکنی ها و خرابکاری ها پرداخته اید شما ای کوردلان با آنکه می بینید فرزندان عزیز این ملت به شهادت می رسند باز هم صفوف فداکاران در راه خدا فشرده تر و عزم آنان مصمم تر می شود. شما می خواهید با به شهادت رساندن عزیزان این ملت صفوف آنان را در هم بشکنید کور خوانده اید ما همه آماده شهادت هستیم، شهادت آخرین راه است که انسان به خدای خود می پیوندد، شهادت رها شدن از زندان دنیاست، شهادت پرواز عشقی است که در دل ها خانه می کند، شهادت انتخاب مرگی آزادانه است، شهادت گذشتن از عزیزترین عزیزها یعنی جان، آنجا که همه از مرگ می گریزند عاشق راه خدا به استقبال آن می رود، شهید چون شمع می سوزد تا دیگران نسوزند، چراغ راه می شوند و همه را فیض می دهد و می رود تا دیگران بمانند و دشمن بداند که راه ما تا ابدیت باقی هست.

و اما سخنی با برادران پاسدارم ـ سلام خدا بر شما برادران پاسدار و سلام پیامبران و امامان بر شماباد که نام و راه آنان در جهان از فریادهای شما ظهور کرد. سلام جاودانه امام و امت برشما پاک باختگان دلاوری که خورشید شگفت ترین صحنه های ایمان و ایثار از دریای قلب های صاف شما طلوع کرد. سلام همه مستضعفان عالم برشما که ستاره های امید آنان در پیشانی های شما درخشید و عالم را روشن کرد و این روشنایی باید به تمام جهان برسد. قسم به خدا و پیامبران، قسم به امام امت و فریاد منقلب کننده و معجزه آفرینش، قسم به ایمان و عرفانش، قسم به اسلام و رسالت مقدس خدایی و جاودانه اش، قسم به ایران و تاریخ پر افتخارش، قسم به فریاد الله اکبر پاسداران، قسم به عرق چین رزمندگان، قسم به گلوله ها و سوز آن، قسم به فریاد رعد آسای دلیران، قسم به دشت های سوزان خوزستان، قسم به اشک نیمه شب یتیمان، قسم به ضجه کودکان معصوم، قسم به درد سوزان رزمندگان مجروح، قسم به خون شهیدان، قسم به آن بیوه زنان، قسم به شرف و شهادت، قسم به ناله دردمندان، قسم به پرچم خونین انقلاب، قسم به ماه که انیس شب های تار پاسداران است، قسم به خون صدها هزار شهید، خدایا به دودمان بلندت سوگند به جانبازی فدائیان از جان گذشته ات سوگند به ندائی زندانیان زنجیری بی گناه سوگند، قسم به هجوم رزمندگان، قسم به غروب آفتاب، قسم به خورشید که مظهر حق است : ما تجاوزگران را به جهنم خواهیم فرستاد و می فرستیم ما یزیدیان را به درک واصل می کنیم ما با خون خود این لکه ننگ را از دامن می شوئیم و نخواهیم گذاشت که یک خونخوار کثیف یک بازیچه به اسم استعمار قدرت حاکمیت کند و به خاک وطن ما چپ نگاه کند از آنها انتقام می گیریم و به آنها درس فراموش نشدنی خواهیم داد که آنها نفرین شده روی زمینند.

و اما ای دنیا ای حیات دنیوی با تو وداع می کنم با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می روم و از همه چیز چشم می پوشم جایی که زندگی مطرح نیست زنده ماندن هم مهم نیست مسئله شرف و افتخار سربازی اینجانب می کند که همه بود و نبودها و همه هستی ها را فراموش نمایم و به سوی تو بیایم.

و خدا را صد هزار بار شکر می کنم که بعد از ماه ها انتظار توفیق این را یافتم که در صف سربازان امام زمان«عج» حضور یافته و به ملت شهید پرور آن حضرت خدمتگذاری کرده و علیه کفر جهانی و شیطان مبارزه کنم و من می روم چرا که باید رفت آری برادر باید رفت اگر چه در این رفتن سختی ها و بلاهای زیادی به انسان تحمیل می شود. باید عاشق شد باید رها کرد باید برید ای برادران بنگرید و نظر کنید زیرا تا انسان از این دنیا نبرد و آن را رها نکند نمی تواند به هدفی برسد. برادر بنگر و نظر کن و تعقل کن فکر کن ببین از کجا آمدهای آیا بیهوده تو را به این دنیا فرستاده اند و یا با هدفی مشخص؟ و آیا آن هدف غیر از بندگی و عشق به معشوق است؟

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ

ای هیچ ز بهر هیچ بر هیچ مپیچ

و بار خدایا در معرکه هنگام لقاء به سوی تو می خواهم یکه و تنها باشم و در صحنه هنگامی که مورد آزمایش عشق و عاشقی تو قرار می گیرم آرزو دارم که فقط تو شاهد من باشی همچنانکه دسته ها از رزمندگان بنده گی تو را لبیک گفتند و به قرب رحمت تو شتافتندو باقی منتظرند تا در قربانگاه عشق تو خود را فدا کنند.

و سخنی با مادرم : مادر عزیزم می دانم که هر فرزندی در زندگی برای پدر و مادر رنج و زحمت زیادی دارد و می دانم که من شما را رنج زیادی داده ام و برایم زحمت کشیده اید و من را تربیت کرده اید تا توانسته ام قدمی را در راه خدا بردارم و از شما تقاضای عفو و حلالیت می طلبم و مرا به بزرگی خودتان ببخشید اگر توفیق شهادت نصیبم شد و شهید شدم که بهترین راه است برای رسیدن به خداوند متعال و هیچ برای من ناراحت نشوید و نماز شکر به جا بیاورید و به همسرم و برادرانم و خواهرم و دیگران صبر بدهید گریه نکنید که دشمنان اسلام شاد و خوشحال بشوند همچونان دیگر خانواده های شهدا صبر و استقامت کنید و نگذارید یک عده ضعیف دور شما جمع شوند و شما را از نظر روحیه تضعیف کنند.

اما تو ای همسرم، تو برای من عیالی مهربان و با وفا بودی و در روزها به تنهایی استقامت کردی و در موقع دلتنگی غمخوار و در موقع شادی شاد و در همه جا شریک من بودی و تو دوستی و همسری فداکار و با گذشت بودی و از خداوند می خواهم که من هم کاری نکرده باشم که باعث ناراحتی تو شده باشد و امیدوارم که خداوند انشاء الله به تو توفیق موفقیت بدهد و همسرم، تو مانند فاطمه«س» صبور و مقاوم باش و چون کوه استقامت کن مبادا برایم اشک بریزی و اگر هم اشک ریختی برای حسین«ع» بریز که خانواده اش را به اسارت بردند برای زینب«س» ناله کن که تمامی برادران و فرزندانش را از دست داد و استقامت کرد.

و از برادرانم و خواهرم می خواهم که در مرحله اول مرا ببخشند چنانچه ناراحتی یا رنجشی از من دیده اید مرا حلال کنید و اگر توفیق شهید شدن نصیبم شد هیچگونه ضعف نشان ندهید از خودتان مطمئن باشید که منافقان و دنیا طلبان فکر نکنند که با رفتن احمد سنگر من خالی خواهد شد بلکه کسانی دیگر پشت سر احمد نشسته اند و سنگر من را پر خواهند کرد و به دیگران صبر بدهید و خدا را شکر کنید و از کارهای خود بکاهید و بر عبادات خود بیفزائید در مسجدها، دعاها و نمازها شرکت کنید و از دعای امام و رزمندگان هیچ موقع فراموش نکنید.

و از امت شهید پرور و هموطنان می خواهم که هوشیار باشند یک عده راحت طلب زیر سایه های خانه زیر کولر و سرکوچه جمع شوند و بر علیه انقلاب و امام و جنگ حرفی بزنند بیدار باشید و همیشه مشتی محکم و گره کرده داشته باشید که باز کردن اینگونه شایعه ها و تضعیف روحیه ها بر دهان آنها بکوبید نگذارید زیر سایه پنکه و کولر و سرکوچه بنشینند و برای رزمندگان دشت های سرخ خوزستان که زیر آفتاب داغ به سر می برند آنها بیایند و وظیفه تعیین کنند و از امت شهید پرورمی خواهم که صحنه ها را خالی نکنند و امام را تنها نگذارند و همیشه در دعاها و نمازها امام امت و رزمندگان را دعا کنند.


منبع : اداره اسناد و انتشارات اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان جنوبی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده