<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>navideshahed.com</title>
      <link>https://navideshahed.com</link>
      <description>نوید شاهد پایگاه فرهنگ ایثار و شهادت</description>
      <managingEditor>info@navideshahed.com</managingEditor>
      <webMaster>info@iransamaneh.com</webMaster>
      <lastBuildDate>Wed, 05 Aug 2026 06:25:17 +0330</lastBuildDate>
      <generator>SepehrFeed V1.2</generator>
      <item>
         <title>عملیات شناسایی و بازرسی</title>
         <link>https://navideshahed.com/fa/news/625806/عملیات-شناسایی-و-بازرسی</link>
         <description>شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «روزبعد در تاریخ ۱ دی سال ۱۳۶۲ چند گروه تشکیل دادند و برای بازدید خانه‌ها به شهر رفتیم. تا ساعت ۱۰ [گشت زدیم]، ولی چیزی از آن نامردان پیدا نکردیم. دلم خیلی برای این مردم می‌سوخت...» متن کامل قسمت یازدهم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.</description>
         <author>info@navideshahed.com</author>
         <enclosure url="https://navideshahed.com/files/fa/news/1405/5/13/1369710_167.jpg" type="image/jpeg" length="31986" />
         <pubDate>04 Aug 2026 10:00:02 +0330</pubDate>
      </item>
      <item>
         <title>نبرد در خیابان‌ها و پاکسازی منطقه</title>
         <link>https://navideshahed.com/fa/news/625805/نبرد-در-خیابان‌ها-و-پاکسازی-منطقه</link>
         <description>شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «مردم همه فرار کردند و من هم به سر خیابان آمدم، چون جایی که بودم در خطر بود. خدا خیلی به ما رحم کرد؛ باز نیرو‌های کمکی آمدند و ما دوباره به پایین رفتیم. این نامردان ما را زیر آتش گرفته بودند، اما...» متن کامل قسمت دهم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.</description>
         <author>info@navideshahed.com</author>
         <enclosure url="https://navideshahed.com/files/fa/news/1405/5/12/1369227_779.jpg" type="image/jpeg" length="35979" />
         <pubDate>03 Aug 2026 10:00:02 +0330</pubDate>
      </item>
      <item>
         <title>بارش برف و شیطنت‌های جوانی</title>
         <link>https://navideshahed.com/fa/news/625804/بارش-برف-و-شیطنت‌های-جوانی</link>
         <description>شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «شب ۲۶ آذر سال ۱۳۶۲، نوبت پست اولِ من بود؛ چنان برفی باریده بود که زیر شده بودم و زمانی که به پایین آمدم، لباسم کاملاً سفید شده بود. وقتی روی پشت‌بام بودم، با برف به «علمدار بهزادی» می‌زدم؛ شب خوبی بود و هوا هم [سرد/آرام]بود...» متن کامل قسمت نهم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.</description>
         <author>info@navideshahed.com</author>
         <enclosure url="https://navideshahed.com/files/fa/news/1405/5/11/1368804_672.jpg" type="image/jpeg" length="25003" />
         <pubDate>02 Aug 2026 10:00:04 +0330</pubDate>
      </item>
      <item>
         <title>آغاز درگیری در شب عملیات</title>
         <link>https://navideshahed.com/fa/news/625803/آغاز-درگیری-در-شب-عملیات</link>
         <description>شهید حجت‌اله باقری در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد: «ما داشتیم نماز می‌خواندیم. یک‌بار دیدیم که مقر «میرجمالی» با دشمن درگیر شده است. ما گفتیم: «خب آنها چند تیر می‌زنند و می‌روند». شب چهارشنبه بود و ما شروع به خواندن دعای توسل کردیم. هنوز چیزی از دعا نمانده بود که یکی از برادران پیش نگهبان رفت و خبر داد که...» متن کامل قسمت هشتم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.</description>
         <author>info@navideshahed.com</author>
         <enclosure url="https://navideshahed.com/files/fa/news/1405/5/10/1368037_346.jpg" type="image/jpeg" length="29425" />
         <pubDate>01 Aug 2026 10:00:02 +0330</pubDate>
      </item>
   </channel>
</rss>