ایرانِ جان سهشنبه شب نیز همچون شبهای قبل به صحنه حضور پرشمارتر و همراهی معنادارتر با نیروهای مسلح تبدیل شد و مردم با هر قومیت و سلیقه از نقطه به نقطه ایران، دفاع و حمایتشان را از خاک میهن اعلام کردند؛ به راستی که «در اینجا میدان دفاع هیچگاه خالی نمیشود».
شهید والامقام علی لاریجانی از فرماندهی سپاه در اولین سالهای انقلاب و آغاز جنگ هشت ساله، تا معلمی فلسفه در دانشگاه تهران، از قرار گرفتن در مسند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در یکی از دشوارترین فصول تاریخ این وزارتخانه حساس و کلیدی، تا سالها ریاست سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، آنهم در اوج تحولات و تلاطمات سیاسی و اجتماعی عصر اصلاحات، که منشا تحولات و خدمات بسیار در این نهاد تعیین کننده گردید و دورانی جدید از تعریف و ارتقا راهبردی معیارهای رسانه طراز حکمرانی جمهوری اسلامی را با مدیریت خود رقم زد.
او را باید «شمس الحق تبریزی» غریب مجنون و هور خواند. این خورشید بینشان و بیمزار «بدر» که آبهای دجله، به رنگ خونش، با هر طلوع و هر شفق، صبح میکنند و به شب مینشینند، اسطوره سلوک شهادتطلبی است. کسی که وقتی خبر شهادت برادرش؛ سردار بزرگ و نامآوری دیگر: «شهید حمید باکری» را شنید، گفت: «من به وصیت و آرزوی حمید که باز کردن راه کربلا بود، همچنان در جبههها میمانم و به خواست و راه شهید ادامه میدهم تا اسلام پیروز شود.»
کودک موذن «مسجد سید» اصفهان، با آغاز جنگ، شد فرمانده اولین خط دفاعی مقابل تجاوز دشمن در جاده آبادان- اهواز و در «دارخوین» و آنقدر از «فتح المبین» و «بیت المقدس» تا «خیبر» و «والفجر 8» درخشید که «علمدار خمینی» لقب گرفت. علمداری که با یک دست، «لشکر گارد ریاست جمهوری عراق» را وادار به تسلیم کرد. «کربلای 5» که شروع شد گفت: «هرکس عاشق شهادت نیست در این عملیات شرکت نکند.» و «حاج حسین خرازی»، باید به پاداش آنهمه عشق به شهادت، خورشید عاشوراییان کربلای پنج میشد!
از حجره های فیضیه، تا همسنگر شدن با «نواب» و همراهی با آیتالله کاشانی»، از سربازی مکتب روح الله و علمداری عاشورای خونرنگ پانزده خرداد، تا سلولها و شکنجهگاهها و تبعیدگاههای گوشه و کنار ایران، از طنین دادن اولین صدای انقلاب در رادیو، تا نمایندگی امام در سپاه و سرانجام سوختنی ققنوسوار در آتش، زندگی این روحانی شیفته راه و مرام امام (ره)، تجسم چهل سال تاریخ پرفروغ روحانیت انقلابی در صحنه مبارزه و روشنگری و فضیلت بود.
از مغازه خیاطی و برشکاری در پاساژ «مصطفی» خیابان جمهوری تهران، از قهرمانی وزن 57 کیلو و نایب قهرمانی کشتی استان تهران و رتبه دوم کشور، تا آشنایی با «شهید ابراهیم هادی» و عوض شدن همه چیز... مجاهدی که خود را متعلق به جبهه جهانی مقاومت اسلام میدید: از ایران تا افغانستان و از لیبی و سوریه تا لبنان و فلسطین.
در تقارن مبارک ایامالله دهه فجر انقلاب اسلامی، ادارهکل ورزشی و اردویی بنیاد شهید و امور ایثارگران در امتداد راه روشن شهدا، صحنهای درخشان از خدمت صادقانه، تکریم عملی و مجاهدت فرهنگی را در گستره ایران اسلامی رقم زد؛ صحنهای که در آن، ایثار زنده ماند، امید جریان یافت و انقلاب بار دیگر روایت شد.