شهيد حسن حاجي پور
شهید حسن حاجی پور به تاریخ 02/01/1344 در روستای منصورآباد از توابع شهرستان بیرجند متولد شد و در تاریخ 18/01/1364 در عملیات بدر منطقه شرق دجله به فیض شهادت نائل شد.

بسم رب الشهداوالصديقين

«رب شرح لي صدري و يسرلي امري وحلل عقدتاً من لساني يفقهوا قولي»

به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان و با سلام خدمت آقا امام زمان (ع) و نائب برحقش امام خميني و با سلام و درود به خانواده هاي شهدا و اسرا و مفقودين.

خدايا: از گناهانم درگذر و مرا ببخش . توكريمي و رحيم هستي. من كه تحمل زخمي كوچك در بدن را ندارم چگونه تحمل عذاب تو را دارم. بارالها مرا لحظه اي به خودم وامگذار و مرا به راه راست هدايت كن.

هدفم از آمدن به جبهه لبيك گفتن به نداي هل من ناصر ينصرني و دفاع از ميهن اسلامي و پايمال نشدن خون شهدا و نيز مي آيم به جبهه تا باريختن خون خود نهال انقلاب را آبياري كنم و تا ريشه ظلم از زمين بركنده شود. اميدوارم كه جوانان اين كشور جانشان را در طبق اخلاص گذاشته و با هدفي مقدس به دشمن بعثي مجال مقاومت در برابر رزمندگان اسلام راندهند.

دوست ندارم در رختخواب ذلت بميرم چون كه امام حسين(ع) در نبرد با كفر شهيد شد. اي پدر و مادرها مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيري كنيد و زيرا افراد در مقابل خون شهداي كربلا و همين طور شهداي انقلاب اسلامي مسئول خواهيد بود.

اي برادران و خواهران، پدران، مادران و همه و همه استغفار و دعا را از ياد نبريد و هميشه به ياد خدا باشيد چرا كه «الابه ذكرالله تطمئن القلوب» (با ياد خدا قلبها آرامش مي يابد) و هميشه جلوي منافقين و كفر و ظلم بايستيد و نگذاريد بين شما جدايي بياندازند. قدر رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامي امام خميني را بدانيد و به گفته هاي ايشان عمل كنيد. به پدر و مادر، برادر و خواهرانم سفارش مي كنم براي من گريه نكنيد چرا كه با اين كار دشمن اسلام شاد مي شود اين مصيبت ها و سختي ها زودگذر است و پاداش صبر شما نعمات ابدي و بي پايان خداوندي است و سخني با خواهرم و تمام خواهرانم حجاب خود را حفظ كرده و زينب گونه باشيد و سخني با همكلاسيان و هم سن و سالهايم! هيچ وقت جبهه ها يادتان نرود و جبهه ها را نكند خالي بگذاريد و جان خود را در طبق اخلاص در راه اسلام و ميهن خود بگذاريد و اگر كسي از من بدي ديده و يا به او جسارتي كرده ام مرا ببخشد و عفو كند. و اما اي پدر و مادر عزيزم كه من هميشه باعث ناراحتي شما بوده ام مرا ببخشيد و از خدا برايم طلب آمرزش كنيد، برايم نماز قرض و روزه و صدقه بدهيد يادتان نرود. اگر خود نمي توانيد به كسي ديگر بگوييد كه انجام دهد و همچنين از برادر و خواهرانم معذرت مي خواهم كه باعث اذيت آنها بوده ام و دوست دارم وقتي كه شهيد شدم قبرم پهلوي قبرعمويم باشد و هيچ كس برايم گريه نكند كه اين باعث شادي دشمن مي شود و بالاخره از تمام دوستان، اقوام و آشنايان طلب عفو دارم.

« والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته»

حسن حاجي پور 17/12/63



منبع : اداره اسناد و انتشارات اداره کل بنيادشهيد و امور ايثارگران خراسان جنوبی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده