شهید عباس چرمه ای
شهید عباس چرمه ای به تاریخ 10/1/1338 در روستای چرمه از توابع شهرستان سرایان متولد و در تاریخ 24/10/1365 در جبهه شلمچه به فیض شهادت نائل شد.
وصیت نامه شهیدعباس چرمه ای

بسم رب الشهدا والصدیقین

اَتُترکُونَ فی ماهیهنا آمنین (146) فی جَناتٍ و عُیونٍ (147) و زَروُع و نَخلٍ طَلَعُها هَضیم فاَتقوالله و اطیعون. سوره شعرا . «آیا تصور می کنید که تا ابد از مرگ در این ناز و نعمت دنیا خواهید ماند و در این باغهای باصفا و چشمه های گوارا و کشتزارها و نخلستانها که شکوفه های لطیف دارند البته چنین نیست از خدا بترسید راه اطاعت پیش گیرید. » قرآن مجید

وَلَئن مُتّمُ اَو قُتِلتُم لَألی اللهِ تُحشرونَ . قرآن مجید آل عمران آیه 157

« اگر در راه خدا بمیرید یا کشته شوید غم ندارید که برحمت ایزدی پیوسته و بسوی خدا محشور خواهید شد.»

به نام الله روح بخش جان آفرین و پاسدار حرمت خون شهیدان و باسلام و درود بی کران بر پیشگاه ولی عصر یگانه منجی عالم بشریت امام زمان(عج) که نامش تسکین دهنده قلبها و انتظارش امیددهنده دلهاست و باسلام و درود فراوان بر شهیدان اسلام مخصوصاً شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی. شهدائی که درخون خود غلتیدند و راه را برما آموختند و زمینه را برای پیروزی نهایی آماده کردند و باسلام بر تمامی خانواده های معظم شهدا ، مفقودین و اسرا و جانبازان که باصبر خود پایه های انقلاب را مستحکم کردند و با درود و سلام فراوان به رهبر بزرگ و محبوب انقلاب اسلامی امام خمینی این یگانه پرچمدار توحید و راهنمای کشتی نجات که با پیامش و قیامش اسلام را دوباره زنده کرد اسلامی که داشت به دست فراموشی سپرده می شد البته به لطف خدا و باهمت و اتحاد شما برادران و خواهران در صحنه انقلاب و جنگ تحمیلی ولی عزیزان امروز بر من و شماست که این انقلاب را که با خون هزاران شهید به ثمر رسیده و دارد مسیر تکاملی خودش را می پیماید محافظت نمائیم. افسوس حقیر که به وظیفه خود آشنا نبودم و کاری برای ملت و انقلاب نکرده ام امید داشتم شمع باشم خود بسوزم و به دیگران روشنایی بخشم اما لیاقت شمع بودن را نداشتم زیرا اگر لیاقت می داشتم خداوند هم توفیق را می داد و از اینکه 26 سال از عمرم گذشته و نتوانستم کار مفیدی برای اجتماع و انقلاب و بخصوص هم روستائیانم انجام دهم بسی جای تاسف است مرا خواهند بخشید امیدوارم با شهادتم خدمتی کرده باشم به گفته قرآن ( اِنَّما خَلَقناکُم عَبَثاً و انکُم الینا لاتَرجعون: آیا گمان کردید که شما(انسان ) را عبث خلق کردیم. سوره انسان آیه 3)

بنابراین خداوند از خلقت ما هدفی داشته و بیهوده خلق نشده ایم بنابراین مبادا این عمر عزیز را بیهوده سپری نمائیم (انشاءالله) لذا برادر و خواهری که خداوند به تو توفیق خدمت می دهد به وظیفه ات درست رفتار کن و قدر خود را بدان و با عملت دامن اسلام و انقلاب را خدشه دار مکن. بیا و لحظه ای فکر کن ببین از کجا آمده ای؟ که بودی و که هستی؟ و به کجا می روی براستی این دنیای فانی ارزشی ندارد پس بیا و همانگونه که تا به حال بازوی این انقلاب بوده ای از هم اکنون به بعد مصمم تر و ثابت قدم تر گام بردار . امام را در صحنه انقلاب و جنگ تحمیلی تنها مگذار

اما ای عزیزان و بازماندگانم اولاً از یکایک شما التماس دعا دارم ثانیاً طلب عفو می نمایم هر چند شما برای من عزیز بودید و امروز بایستی بالی برای شماها باشم و نیز می دانم پدر گرامی و مادر مهربانم برای شما مشکل است یگانه فرزند خود را از دست داده اید ولی این برای شما بسی جای سعادت است و می دانید که مرگ حق است و به سراغ هر انسان جوان و پیر می آید پس چه بهتر که این مرگ در راه دفاع از اسلام و انقلاب باشد لذا از شما پدر و مادر و همسر عزیزم می خواهم که صبر را پیشه کنید همانگونه که زینب در روز عاشورا صبر را پیشه کرد و از شماها مخصوصاً همسرم می خواهم فرزندانم را صالح تربیت کند. و با اسلام و قرآن مانوس نمائید چنان باشد که راه حسین(ع) را ادامه دهند به فرزندانم بگوئید هر چند شما را بسیار دوست می داشتم و پیش من خیلی عزیز بودید اما اسلام غریب بود و احتیاج به جهاد و خون داشت و به ندای حسین زمان لبیک گفتم و نکته ای که لازم می دانم تذکر دهم این است که من این راه را با شناخت کامل انتخاب کردم همان راهی که انبیاء و اولیاء خدا رفته اند برای دفاع از اسلام و ناموس اسلام و لبیک به ندای امام عزیزمان آن اسطوره تقوی و فضیلت براستی اگر صدجان می داشتم فدای این اسلام و رهبر عزیزم می کردم این جان و بدن بی ارزشم به اندازه یک نفس این امام برای اسلام و مسلمین سود ندارد پس چرا فکر و تحمل کنم چرا؟ و شما ای برادر و ای خواهر! قدر این امام را بدانید و برای سلامتیش دعا کنید.

خدایا تو را سپاس که توان رزمیدن و جهاد در راهت را به من عطا کردی و دلبستگی از دنیا را از من دور کردی . الهی این بدن من مملوک توست ملک توست انشاءالله که عبد تو نیز هست با آن هر چه خواهی معامله کن اگر می خواهی آنرا بسوزانی بسوزان اگر می خواهی آنرا تکه تکه کنی تکه تکه کن اگر می خواهی آنرا بی سرکنی چنین کن و اگر می خواهی این پیکر را مانند مولایم اباعبدالله لگدمال ستوران کنی چنین کن و اگر می خواهی مانند عباس بدنم را بی دست و پا کنی چنین کن و اگر می خواهی ... ولی از تو تقاضا دارم تو را به عزت زهرای مرضیه با این بدن عاصی قهر مکن خدایا تو را سپاس که دستم را گرفتی و به طرف خود کشاندی خدایا تو را حمد که به چشمم گفتی غیر تو را نبیند خدایا تو را شکر که به گوش من فرمان دادی کلام غیر تو را نشنود خدایا تو را تعظیم که به قلبم امر فرمودی این جای من است غیر مرا راه مده خلاصه در یک کلام ای معبود و ای معشوق من براستی تو را سجده که مرا خریدی جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا: یعنی باطل رفتنی بوده است و هرگز فریب عشوه گری های دنیا را نخورید چرا که ما از آن اوئیم و به او باز می گردیم . انالله و انا الیه راجعون. یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن ، دل می خواهد در آخرین دم نیز این نوای دل انگیر را بخوانم و امیدوارم روح ماهش را ببینم: حسین جان حسین جان حسین جان . والسلام – 24/9/65 عباس چرمه ای

متن وصیتنامه شهیدعباس چرمه ای

ولئن مُتُّمِ اوقُتلتُم لَالِیَ الله تُحشَروُن . (آل عمران 75)

اگر در راه خدا بمیرید یا کشته شوید (غم ندارید) که به رحمت ایزدی پیوسته و بسوی خدا محشور خواهد شد.

بنام الله روح بخش جان آفرین و پاسدار حرمت خون شهیدان و باسلام و درود فراوان بر پیشگاه ولی عصر یگانه منجی عالم بشریت امام زمان(عج) که نامش تسکین دهنده قلبها و انتظارش امیددهنده قلبهاست و با درود و سلام فراوان به رهبر بزرگ و محبوب انقلاب اسلامی، امام خمینی یگانه پرچمدار توحید و راهنمای کشتی نجات و باسلام بی پایان بر شهیدان اسلام مخصوصاً شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی. شهدائی که درخون خود غلتیدند و راه را به ما آموختند و زمینه را برای پیروزی نهایی آماده کردند و باسلام بر تمامی خانواده های معظم شهداء مفقودین و اسراء و جانبازان که باصبر خود پایه های انقلاب را محکم کردند .

و باسلام و درود فراوان بر ملت قهرمان و شهیدپرور ایران مخصوصاً شهرستان فردوس و حومه که همیشه بازوی انقلاب و جنگ بوده و هستند از شما می خواهم همچنان در صحنه بمانید و این امام عزیز آن اسطوره تقوی و فضیلت را تنها نگذاشته و به گفته هایش عمل کنید که راه سعادت همان است.

و از هم روستائیان می خواهم من عاصی را مورد عفو خود قرار دهند وباسلام و درود بیکران بر پدر و مادر و همسر و فرزندانم هر چند شماها برای من عزیز بودید ...

امروز اسلام نیاز به جهاد و خون داشت و اسلام و قرآن هم بر هر مسئله ارجح است و من این راه را با شناخت کامل انتخاب کردم همان راهی که انبیاء و اولیاء خدا رفته اند برای دفاع از اسلام و ناموس اسلام و لبیک به ندای امام عزیزمان لذا از یکایک شماها التماس دعا دارم. ثانیاً طلب عفو می نمایم جداً از شما می خواهم مرا که یک عمر باعث ناراحتی شماها بودم ببخشید و از اینکه یگانه فرزند خود را در راه خدا داده اید هیچ ناراحت نباشید زیرا برای شما بسی جای سعادت است امانتی را که خداوند به شما ارزانی داشته صحیح و سالم به صاحبش تحویل داده اید و از شماها خصوصاً همسرم می خواهم برای تعلیم و تربیت فرزندانم سعی خود را مبذول دارید و آنان را با قرآن و اسلام مأنوس گردانید خودم که به درد اجتماع و شماها نخوردم شاید فرزندانم برای اجتماع و شماها مفید باشند. انشاءالله

خدایا تو را سپاس که توان رزمیدن و جهاد در راهت را به من عطا کردی و دلبستگی از دنیا را از من دور کردید. الحمدلله- 28/9/65- عباس چرمه ای

وصیت نامه شهید عباس چرمه ای

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام الله روح بخش جان آفرین و باسلام به پیشگاه یگانه منجی عالم بشریت امام زمان(عج) و نایب برحقش امام خمینی و درود بر شهیدان تاریخ مخصوصاً شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و با درود بر شما پدر و مادر عزیز و مهربانم ضمن تقدیم عرض سلام و ارادت امیدوارم حال مبارک خوب و سالم بوده و باشید و اگر از راه لطف و مرحمت از حال فرزند حقیرتان بخواهید بحمدالله حالم خوب و بدعای خیر شماها مشغول می باشم و هیچگونه کدورتی عارض نیست سوای دوری از فیض ملاقات شماها که آنهم انشاءالله امیدوارم هر چه زودتر چشمها به جمال یکدیگر روشن شود. انشاءالله

.... همانگونه که من از هیچ کس عقده ای در دلم نیست و با دلی صاف و بی آلایش به رحمت الهی می پیوندم از شما پدر و مادر عزیزم مخصوصاً مادرم می خواهم که از من در همین دنیا درگذرید و راضی شوید چون من هیچ نگرانی ندارم جز آنکه می ترسم شماها از من درنگذشته باشید و حسابتان را به قیامت بیندازید نگذارید به آنجا بیفتد چون من و شما آنقدر که برای آخرتمان لازم است از دیگران بدهی داریم پس چه بهتر که هنوز که دیر نشده با هم تسویه حساب کنید. انشاءالله

و درباره فرزندانم هم کوتاهی نکنید آنها را درست تربیت کنید و به مدرسه بفرستید هر دو تا جایی که لیاقت داشتند ادامه دهند شاید به درد جبهه بخورند....

خداحافظ پدر جان خداحافظ مادر جان خداحافظ همسر عزیزم خداحافظ محمد عزیزم خداحافظ زهرای عزیزم خداحافظ خواهر مهربانم و خداحافظ بستگان و خویشانم مرا ببخشید

البته با بدست رسیدن این نامه برایم عزا نگیرید چون واویلای پیش از مرگ است شاید مجروح و توی بستر بیمارستان باشم و ساکم را برای شما بفرستند تا از سپاه خبری شد به حرف هیچ کس اعتماد نکنید. فرزندتان عباس 21/10/65


منبع : اداره اسناد و انتشارات اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان جنوبی



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار