شهید سید رضا حسین پور
شهید سید رضا حسین پور به تاریخ 12/8/1346 در روستای کوشه علیا از توابع شهرستان خوسف متولد و در تاریخ 15/11/1365 در منطقه شلمچه به فیض شهادت نائل شد.

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین « قرآن کریم»

به نام خدای شاهدان و صالحان و راستگویان و راست قامتان در درگاه او. به نام خدای جبار و قهار. به نام اویی که پدید آورنده است و نابود کننده هر چیز. به نام او که هدایت خلق را بر پیامبری نیکو مقام نهاده تا بشر را به سعادت در زندگی رهنمون سازد. ای خالق هستی ای کسی که بازگشت همه را به سوی خویش خواند و خدایا من جداً از تو مسئلت می کنم که به آن رحمتی که هر موجودی را فرا گرفته و یا آن نیرویت که هر موجودی را به آن مقهور گردانیدی و هر موجودی در برابرش فروتن گشته و هر چیزی برایش زبون گردیده و به آن مقام جبروت و بزرگیت که با آن بر هر موجودی چیره گشتی و با آن عزتت که هیچ موجودی در مقابلش نمی ایستد و در بزرگیت که سراسر عالم را پر کرده و به پادشاهیت که بر تمام قوای جهان برتری یافته و به ذات مقدست که پس از نابودی هر موجودی باقی هست، به نام های مبارکت که ارکان هر موجودی را پر کرده و بدان شب که هر موجودی را احاطه کرده و به نور تجلی ذاتت که هر موجودی به واسطه آن به تابش آمده. ای نور واقعی، ای منزه نخست اولیشان و ای واپسین آخران. خدا من به راستی به سویت تجرب می جویم و به وسیله تو از حضور و درگاهت شفاعت و بخشش می خواهم و به جودت از تو می خواهم که مرا بخویش نزدیک کنی و اینکه سپاسگزاری خود را به من الهام کنی و بیاموزی و اینکه یاد خویش را به من تلقین کند. خدایا جداً از تو می خواهم مانند خواستن یک فروتن خوار ترسان، که کار را بر من آسان گیری و به من ترحم کنی و این که مرا به زودی مقرر خود سازی.

با سلام به منجی عالم بشریت مهدی «عج» و رهبر انقلاب و خانواده های معظم شهدا و امت شهید پرور و سلام به خانواده و پدر و مادر و به خواهر. وصیت را شروع می کنم :

پدر و مادر گرامی سلام علیکم. می دانم و درک می کنم. آری درک می کنم که چه قدر برایتان با رفتن من زندگی و تحمل زندگی کردن سخت خواهد بود اما این مسئلت الهی است که انسان باید برود همچنانکه روزی آمده است ولی چه بهتر که هدفش به سود و سوی جامعه اش باشد آنهم جامعه ای که در آن حرکات الهی و برای تقرب بسوی خدا و گسترش دین او باشد. می دانم که در سوز غم من، ناله بسیار و ناراحتی و فغان زیاد است. اما از شما تمنا دارم که در سوز و گداز من گریه نکنید. آری گریه نکنید که نابخردان زیادند. ضد دینان زیادند و نگویند که هدف اینان جز هدف خدا و جهاد در راه خداست. برایم از همه طلب مغفرت و آمرزش بنمائید و از خودتان هم طلب مغفرت را می نمایم، زیرا مشکلات فراوانی را برایم متحمل شده اید. مرا در زاهدان دفن کنید و اگر مایل نبودید در هرکجا که مصلحت را دانستید و برای مراسم دفن هر گونه که خواستید عمل کنید و وصیتی که در مقابل آن همه زحمات بی شائبه و بی دریغ شما دارم این است که اگر من از دنیا رفتم، راهی که در آن قدم نهاده، راه بسیار مقدس و مبارکی است، اگر چه خودم هیچ ارزشی و رتبه ای را در مقابل آن ندارم، پس راه را با ایمان و تقوای به خدا ادامه داده و در غم من هیچگونه ناراحتی از خویش نشان نداده و گریه و زاری نکنید تا باشد که خداوند اجرتان را در روز موعود و روز حق و حقیقت به شما عطا فرماید همچنانکه پدر و مادر اجر بسیار والایی را نزد خدا دارند، چرا که با ایمانی که به خداوند از خویش در صحنه نشان دادید برایتان اجری والا قرار خواهند داد. و من هم بدین سبب خوشحالم که اینگونه پدر و مادری داشته و با چنین سرافرازی و راست قامتی در درگاه خدا در روز قیامت به طرف او رفته با قامتی راست خود را به او نزدیک می کنم. و با اثاثیه و وسایل هرگونه خواستید عمل کرده و یک نکته یادتان نرود که کمک کردن به جبهه ها و دعا به جان رهبر و خالی نگذاشتن انقلاب و صحنه.

وصیت به خواهرم و تمام خواهران گرامیم : در فراغم گریه نکنید و همانند زینب یار و یاور امام حسین«ع» بود راه مرا با حجاب خویش همچون قبل ادامه داده تا باشد که او هم در ردیف و شمار یاران فاطمه زهرا(س) این تک بانوی جهان اسلام قرار گرفته و از ادامه دهندگان راه این بانوی گرامی باشید.

وصیتی به همسنگرانم، « سنگر علم و دانش » مدرسه :

از همه دوستان همردیف سنگرم، یعنی سنگر علم و دانش می خواهم که این سنگر را خالی نگذاشته و به وسیله این سنگر، سنگرهای دشمن بعثی و منافقین را با تکیه بر علم و دانش همراه با تقوا نابود و بر ایمان و خلوص خویش بیفزایید و آن قدر بکوشید در طلب آموزش علم باشید که دیگر بتوانیم خودمان را با سلاح های علمی همراه با تقوا مجهز کنیم و بدینوسیله بر قدرت اسلام بیفزائیم و یک نکته دیگر که در دعاها و ارتباط هایتان برای پیروزی و نصر اسلام دعا کنید و به جبهه ها آمده و کمک به جبهه را هم همیشه در ذهن خویش، به فکر جنگ هم باشید و یک نکته دیگر که از همه شما التماس دعا داشته و ان شاء الله به آن امید که همگی را در کربلای حسینی زیارت بنمائیم. و در آخر تمام کسانی که از من قرض می خواهند، بدهکارند عرض می کنم که آن چه را که من می خواهم، بخشیدم و آن چه می خواهید به خانه مان رفته و تحویل بگیرید و از جمله ......

باشد که همگی ما ادامه دهندگان راه شهداء و شاهدان و راستگویان اسلام و انقلابمان در هر زمان و هر کجا باشیم و آیه شریفه « واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا » را در ذهنمان گسترش داده و به آن پایبند باشیم.

به روز مرگ چو تابوت من روان باشد

گمان مبر که مرا در این جهان باشد

بـــرای مـــن مــِِگری و مگو دریغ دریغ

بـــه دام دیــو در افتی دریغ آن باشد

جــنازه ام چـــو بینی مـگو فــراق فــراق

مرا وصال و ملاقات ، آن زمان باشد

مـــرا بـــه گـور سپردی مگو وداع وداع

کـــه گور پرده جمعیت جنان باشد

فـــروشدن چـــو بدیدی بــر آمدن بنگر

غروب شمس و قمر را مرا زیان باشد

کدام دانه فرو رفت در زمین که نرست

چـــرا به دانه انسانت این گمان باشد

تــرا چنان بنماید که من به خاک شدم

به زیر پای من این هفت آسمان باشد

دلـــا بــــسوز کـه سوز تو کارها بکند

دعـــای نیمه شبی رفــع صد بلا کند

دعا کردن خواندن نمازهای مستحبی و نماز شب و دعا کردن و گریه کردن برای نصرت لشکر حق و پیروزی اسلام و بخشش گناهان را از یادتان نرود زیرا که با همین شب زنده داری ها و عبادت ها و دعاهاست که انسان به سوی خدا تقرب پیدا می کند و به سعادت و رستگاری که خواست تمامی انسان هاست می رسد و موفق در راه حق و ادامه راه حقیقت می شود.

به امید آن روز که پرچم پر افتخار الله اکبر در تمامی جهان چه کربلا و چه قدس و چه کشورهای محروم و عقب مانده وکشورهای صنعتی و ابرقدرت بر پا و کفر و نفاق از بین رفته و جای خویش را به وحدت بسپارد « و قاتلو هم حتی لا تکون فتنه »

جنگ جنگ تا رفع فتنه در تمامی عالم

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

امضاء : سید رضا حسین پور 12/11/1364


وصیت نامه شهید سیدرضا حسین پور

وصیت نامه شهید سید رضا حسین پور

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

به نام خدای شاهدان و صالحان و پرهیزکاران و بنام نخستین اَوّلیان و واپسین آخِران و به نام آن خدائیکه فرستاد پیامبرانیکه ولایت را برما معین کرده تا ما را هدایت کنند. پس ای خداوند قادر و متعال، برایم بیامرز آن گناهانی را که امید را قطع می کند و خدایا برایم بیامرز هرگناهی را که مرتکب آن شده و هر خطائی را که گرفتار شدم.

پروردگارا ! صدای ناقوسی که حاکی از جنگ و مبارزه هست را شنیده ام. آری شنیده ام آن ندائی را که تو مرا به آن داشته ای که بسوی آن به حرکت درآیم و به سویش بشتابم. پس مرا برآن دار که به حق بتوانم این سخن برخواسته از کتابت را که براهنمائی ما فرستاده ای را ثابت کنم. برآنم دارکه « قاتلوهم حتی لاتکون فتنه» تو را که از زبان راهنماهایت همچون روح ا... بگوشم رسیده است را به اجرا در آرم. پس مرا راهنما باش براین کار که بتوانم به نحو احسن کارم را که رضای تو در آن باشد به پایان رسانم.

پدر و مادرعزیز! حال که خداوند پایانه راهم را برمن در این هجرت مشخص نموده، برمن نگران نباشید و مگریید، بلکه برآن سردار رشید اسلام حضرت سیدالشهداء گریه کنید. برائمه اطهار(ع) گریه کنید که با چه مظلومیتهائی به شهادت رسیدند و راه و روش را بر ما معین نمودند. و توسل بجوئید برآنها که اسلام را خداوند به آبروی آنها قوی و پراستقامت نگه داشته است.

و تو ای خواهرم ! از تو می خواهم که همچون دخت رسول اکرم حضرت فاطمه (س) حجاب را برخود و بر فرزندانت به نحو احسن به انجام رسانی.

و شما برادران ! و هر زمان مکتب علم و تقوا برشماست که این یادگار شهیدان که نقش الله و رهبری او در وسطش نقش بسته را تا سرحد قله های فتح به پیش برانید و از آن حمایت و از برعلم و دانش ..... را نیز هوشیار باشید. و علم را آنقدر در وجود خویش گسترش دهید که حلال تمامی مشکلات مادی باشید و برتقوا هم همچنین به خوبی عمل کنیدکه سیاست و علم از دیانت و تقوا جدا نشود.

به مساجد بروید زیرا مساجد را امام سنگر دانسته است. به جبهه بیایید که جدّاً بگویم دانشگاه تمامی علمهاست. به انقلاب بپیوندید که انقلاب از خودمان است و بدست خودمان نهالهایش را آبیاری کرده ایم. به وحدت تکیه کنید که تفرقه انقلاب را از بین می برد. و به دعا برخیزید که دعا فتح و ظفر را به ارمغان می آورد. به ائمه اطهار توسل جوئید که به حق پشتیبان حرکت مایند و یاری گرند ما را در روز واپسین.

و به حرکت خود ادامه دهید که امام حسین قافله سالار این حرکتمان است. به کربلا و به آن قبر شش گوشه سیدالشهداء نگاه کنید که حاکی از تنهائی و خشم رژیم عراق است. به مکتبمان و به قدس نظر کنید که چگونه اسرائیل ستمگر آن را اشغال نموده است. و به مصر و لبنان و به همه جا نظر بیندازید و ببینید که چه سان یک امت واحده مسلمان در مقابل خیلی از تجاوز و ظلم قرار گرفته و تبسم جسته است و به همه جا نگاه کنید و آنگاه..... و آنگاه صحبت کنید و فریاد برآورید. و آیا صحبتتان حاکی از خشم نسبت به اینهمه ظلم و تعدی نسبت به مسلمانان چگونه خواهد بود و آیا ساکت می نشینید و تبسم می جوئید؟ نه اینگونه نخواهد بود و ساکت نخواهید نشست زیرا که سکوت نشانه تسلیم است در مقابل اینهمه ظلم. پس بیائید و برپا داریم وحدتی منسجم برای احیاء اینهمه تزلزل را و به پا خیزیم تا اسلام را در همه جا گسترش دهیم.

و زودتر به پیش تازیم که خون شهدا در انتظار ماست و تداوم راهشان. به پیش که اباعبدالله الحسین در انتظار ماست. به پیش که مسلمین در بند در انتظار مایند و به پیش که فتح و ظفر در انتظار ماست. و در آخر آنکه :

از خیل دلاوران گسستن نتوان                                   با روح خدا عهد شکستن نتوان

این است پیام ( همه ) یاران شهید                              جنگ است برادران، نشستن نتوان

و باز اینکه هرکس امانتی و یا چیزی از من بدهکار بوده است به خانواده ام مراجعه کند و طلب کند. 18/1/65

سیدرضا حسین پور

وصیت نامه شهید سیدرضا حسین پور

منبع : اداره اسناد و انتشارات اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان جنوبی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده