شهید علی بیگمی
شهید علی بیگمی به تاریخ 5/3/1347 در روستای نوغاب زیرک از توابع شهرستان بیرجند متولد وبه تاریخ 22/4/1365 درمنطقه مهران و ارتفاعات قلاویزان به فیض شهادت نائل شد .

بسم الله الرحمن الرحیم 3/4/65

با درود و سلام به یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و نایب برحقش امام امت خمینی کبیر و با درود و سلام بر رزمندگان اسلام و خانواده های شهدا معلولین، مجروحین ، جانبازان و اسرا و شهدای صدر اسلام تا به حال خصوصاً جنگ تحمیلی.

از آنجائی که وظیفه هر مسلمان است بعد از مرگ خود وصیت نامه ای برای بازماندگانش باقی گذارد من هم بر آن شدم چند کلمه به عنوان وصیت بنویسم.

من براساس رسالت و مسئولیتی که احساس کردم در راه الله و برای پاسداری از انقلاب اسلامی مان که خونبهای ده ها هزار شهید است به جبهه آمدم لذا می خواهم که راهم با تمام امکاناتی که داریم ادامه یابد تا از وطن و اسلام دفاع کنیم.

به شما خانواده خودم این بشارت را می دهم که این سعادت نصیب شما شده است که فرزندتان در راه خدا و پیروزی اسلام بر کفر شهید شده است پدر و مادرم و تمام افراد خانواده عزیزم، بعد از شنیدن خبر شهادت من بی تابی نکنید و غصه دار نشوید شما باید خوشحال باشید که فرزندتان این سعادت را پیدا کرده که در راه خدا کشته شود.

پدرم و مادرم مبادا برایم گریه کنید اگر خواستید گریه کنید برای آن شهیدی گریه کنید که سرش بالای نیزه قرآن خواند و هر موقع خواستید گریه کنید بیاد علی اکبر اباعبدالله گریه کنید پدرم و مادرم مگر خون من از خون امام حسین(ع) و یارانش رنگین تر است که شما بخواهید گریه کنید یا ناراحت باشید؟ از شما می خواهم که دعا کنید شاید از این خانواده، شهیدی در راه او قبول گردد. پس ای خانواده عزیزم شاد و خوشحال باشید که این چنین از امتحان خدا سرافراز بیرون آمدید و سعادت پیدا کردید که در خانواده، شهیدی به درگاه خدا داده اید. باید این آمادگی را داشته باشید که باز هم در راه خدا از جان و مال خود بگذرید و تمام هدفتان پیروزی اسلام باشد.

پدر جان مرا حلال کن اگر نتوانستم آنطوری که باید به شما دینم را ادا کنم و در اوایل تحصیلم مقداری شما را اذیت کردم شما به بزرگی خودتان ببخشید.

مادرجان! مادر مهربانم نمی دانم چگونه از شما حلالیت بطلبم زیرا در مقابل آن همه فداکاری و مهربانیت من کاری نکردم به جز اذیت شما. امیدوارم مرا ببخشید.

مادر جان امروز قرآن و اسلام احتیاج به کمک شما دارد مبادا با خود بگوئی که ما یک نفر را دادیم و دیگر وظیفه مان را ادا کردیم و دینی نسبت به اسلام و انقلاب نداریم. آنگاه کارمان تمام می شود که دیگر خونی در رگهای ما جریان نداشته باشد. مادر جان برای این به جبهه نیامدم که از زیر مسئولیتها شانه خالی کنم بلکه من احساس مسئولیت کردم و برای یاری دین خدا به این مکان مقدس آمدم.

برادرانم قبول دارم که حق برادری را که بر دوشم بود ادا نکردم اما شما احترام به پدر و مادر را هیچگاه فراموش نکنید. هر موقع جبهه ها احتیاج به کمک ونیرو داشت بر شماست که همکاری لازم را بکنید و سنگر مرا خالی نکنید .

خواهرانم تقوی را پیشه کنید و حجابتان را مانند سنگر حفظ کنید و در مرگم زینب وار صبر کنید و برایم گریه نکنید. مبادا ناراحت باشید که برادرتان در راه خدا کشته شده فقط دعا کنید که این شهید از خانواده مان قبول شود.

در پایان از تمام اقوام و آشنایان و دوستان حلالیت می طلبم و از آنها می خواهم که به بزرگی خودشان ببخشند و از برادران و خواهران بیرجند- نوغاب و توابع می خواهم که تقوا را پیشه کنید و جبهه و پشت جبهه را محکم نگه دارید در ضمن دو ماه روزه و دو سال نماز اگر در حدامکانتان هستند برایم بگیرید. در پایان از همگی التماس دعا دارم.

خداحافظ ارادتمند شما علی بیگمی

آدرس بیرجند به نمایندگی پستی نوغاب زیرگ ص پ 371 محمد بیگمی

نام : علی

نام خانوادگی : بیگمی

اعزامی از : بیرجند

گردان : نازعات

گروهان: بصیر

دسته: یک


وصیت نامه شهد علی بیگمی

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود وسلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام امت، خمینی بت شکن و با سلام و درود به رزمندگان دلیر جبهه حق علیه باطل و باسلام به خانواده های شهدا از صدر اسلام تاکنون به امید اینکه هر چه زودتر رزمندگان اسلام به پیروزی برسند و هر چه زودتر راه مسدود شده کربلا به دست توانای رزمندگان باز شده سخنم را آغاز می کنم هدف من از آمدن به جبهه این است برای آزادی قدس عزیز و نابودی استکبار جهانی و هدف از آمدن به جبهه این بود که این صدامیان را از خاکمان بیرون کنیم پیام من این است. پیرو خط ولایت فقیه باشید پیرو خط رهبر باشید در نماز جمعه ها شرکت کنید و از کمک کردن به جبهه ها دوری ننمائید که انشاءالله به قول امام، صدام نفس آخر را دارد می کشد. خدمت پدر و مادر و دایی عزیزم سلام عرض می کنم ...

شما زحمت فراوان کشیدید که توانستید مرا اینطور تربیت کنید من اگر دین خودم را به شما ادا نکردم مرا ببخشید از تمام برادران و خواهرانم می خواهم که اگر من نسبت به آنها کم لطفی کردم به بزرگواری خودشان مرا ببخشند به برادران عزیزم توصیه می کنم که راه مرا ادامه دهند و پیرو خط خونین سرخ شهدا باشند و به خواهران عزیزم توصیه می کنم که بعد از شهادت من ناراحت نباشند و آنها را توصیه می کنم به صبر و بردباری می نمایم و راه مرا زینب گونه ادامه دهند. آری ما از خدا هستیم و به سوی خدا می رویم و در زمین پیش شما امانتی هستیم که باید درست و کامل تحویل معبود و معشوق خود داده شویم من 50 روز روزه قرض دارم از آن ده هزار تومانی که دارم بپردازید و مقدار دو هزار تومان آنرا به رد مظالم بدهید در پایان وصیت نامه خود خدمت امت شهیدپرور ایران عرض می کنم که مانع از جلوگیری فرزندان خود به جبهه ها نشوند و من را در روستایم در .... دفن کنید ............

علی بیگمی


منبع : اداره اسناد و انتشارات اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان جنوبی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده